آشنائی با مدل های مختلف آموزش دوزبانه

ﺟﻬﺎن اﻣﺮوز ﺑﻪ ﻃﻮر ﻓﺰاﯾﻨﺪه ای در ﭘﯽ رﺷﺪ دادن ﺷﻬﺮوﻧﺪان در زﻣﯿﻨﻪ دو و ﭼﻨﺪزﺑﺎﻧﮕﯽ اﺳﺖ. ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ارﺗﺒﺎط ﻣﯿﺎن دوزﺑﺎﻧﮕﯽ و ﺗﻌﻠﯿﻢ و ﺗﺮﺑﯿﺖ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﻬﻤﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻣﺮوزه ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬاران آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰان، روانﺷﻨﺎﺳﺎن، زﺑﺎﻧﺸﻨﺎﺳﺎن و ﻣﻌﻠﻤﺎن ﺑﺎ آن ﻣﻮاﺟﻪاﻧﺪ.اﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ و ﻋﻤﻠﮑﺮدﻫﺎی داﻧﺶآﻣﻮزان دوزﺑﺎﻧﻪ از ﺟﻬﺘﯽ ﺑﺎ دوزﺑﺎﻧﮕﯽ و از ﺟﻬﺘﯽ ﺑﺎ روﺷﻬﺎي ﻣﺘﻔﺎوت آﻣﻮزش ارﺗﺒﺎط دارد.اﺳﺘﻔﺎده از روشﻫﺎی ﺗﺪرﯾﺲ ﯾﮑﺴﺎن ﺑﻪ گروه های مختلف زبانی، در واﻗﻊ ﺑﯽﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺗﻔﺎوﺗﻬﺎی ﺣﺎﺻﻞ از اﻣﺮ ﭼﻨﺪزﺑﺎﻧﮕﯽ اﺳﺖ.در ﺷﯿﻮهﻫﺎی ﻣﺮﺳﻮم در آﻣﻮزش و ﭘﺮورش اﯾﺮان اﻏﻠﺐ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ دوزﺑﺎﻧﮕﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﻤﯽﺷﻮد و اﯾﻦ ﻋﺎﻣﻠﯽ ﻣﻬﻢ در اﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ داﻧﺶ آﻣﻮزان غیرفارس زبان در قیاس با کودکان فارس زبان است. تحصیل به زبان نامادری ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺴﺐ ﻧﻤﺮات ﭘﺎﯾﯿﻦ در دروس مختلف ﻣﯽﺷﻮد، ﺑﺎﻋﺚ ﮐﺎﻫﺶ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ، ﻧﮕﺮش ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮد و ﻣﺪرﺳﻪ، ﺳﺮﺧﻮردﮔﯽ، ﺻﺮف ﻫﺰﯾﻨﻪﻫﺎی زﯾﺎد ﺟﻬﺖ ﺟﺒﺮان ﻣﺸﮑﻼت ﭘﯿﺶآﻣﺪه از ﻃﺮف ﺧﺎﻧﻮاده و ﺳﯿﺴﺘﻢ آﻣﻮزﺷﯽ، اﺗﻼف زﻣﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﻬﺖ آﻣﻮزش و ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻌﻠﻤﺎن و واﻟﺪﯾﻦ، ﺗﺮك ﺗﺤﺼﯿﻞ، از دﺳﺖ دادن ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﺷﻐﻠﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﯽﺷﻮد.


آموزش دوزﺑﺎﻧﻪ، بطور کلی از طریق 9 مدل مختلف زیر در نقاط مختلف دنیا اجرائی می گردد، این مدل ها عبارتند از: (1) اﻧﺘﻘﺎﻟﯽ، (2) ﻏﻮﻃﻪورﺳﺎزی، (3) دوﺳﻮﯾﻪ، (4) ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ، (5) ﭘﺮﺳﺘﯿﮋ، (6) ﺗﺠﺪﯾﺪﺣﯿﺎتﻏﻮﻃﻪورﺳﺎزی، (7) رﺷﺪ، (8) آﻣﻮزش ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﺤﺘﻮا، (9) ﭼﻨﺪزﺑﺎﻧﻪ


1. اﻧﺘﻘﺎﻟﯽ: در آﻣﻮزش دوزﺑﺎﻧﻪ اﻧﺘﻘﺎﻟﯽ ﻓﻘﻂ زﺑﺎن ﻣﺎدری داﻧﺶ آﻣﻮز ﺗﺎ زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ او در زﺑﺎن اﮐﺜﺮﯾﺖ ﺗﺴﻠﻂ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﺪ، در آﻣﻮزش ﮐﺎرﺑﺮد دارد. در اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ آﻣﻮزش از زﺑﺎن ﻣﺎدری ﮐﻮدك ﺷﺮوع ﻣﯽﺷﻮد و در ﺧﺮوج زودﻫﻨﮕﺎم داﻧﺶ آﻣﻮزان ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎن دوم اﺑﺘﺪاﯾﯽ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻣﺎدري درس ﻣﯽﺧﻮاﻧﻨﺪ و در ﺧﺮوج دﯾﺮﻫﻨﮕﺎم ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎن دوره اﺑﺘﺪاﯾﯽ %40 دروس را ﺑﻪ زﺑﺎن ﻣﺎدری ﻣﯽﺧﻮاﻧﻨﺪ. آﻣﻮزش دوزﺑﺎﻧﻪ اﻧﺘﻘﺎﻟﯽ داﻧﺶ آﻣﻮزان را ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻮﻗﺖ ﺑﺮاي ﺷﻨﺎ ﮐﺮدن در ﯾﮏ اﺳﺘﺨﺮ ﮐﻮﭼﮏ )زﺑﺎن ﻣﺎدری( آﻣﺎده ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺗﻮان ﺷﻨﺎ ﮐﺮدن در رودﺧﺎﻧﻪ )زﺑﺎن اﮐﺜﺮﯾﺖ( را ﭘﯿﺪا ﮐﻨﻨﺪ. ﻫﺪف این مدل، ﮔﺬر از زﺑﺎن ﻣﺎدری داﻧﺶ آﻣﻮز ﺑﻪ زﺑﺎن رﺳﻤﯽ ﺗﺪرﯾﺲ اﺳﺖ ﺗﺎ ادﻏﺎم ﺳﺮﯾﻊ و ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ زﺑﺎﻧﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﻮد. اﯾﻦ ﺷﯿﻮه ﮐﻪ در آن از ﻣﻌﻠﻤﺎن دوزﺑﺎﻧﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد، ﻣﺎﺣﺼﻞ ﻧﻬﺎﯾﯽ اﻧﺘﻈﺎر ﺑﻬﺒﻮد اﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ اﻗﻠﯿﺖ زﺑﺎﻧﯽ اﺳﺖ. اﯾﻦ آﻣﻮزش ﺑﺮ اﺳﺎس ﺑﺮﺗﺮی زﺑﺎن اﮐﺜﺮﯾﺖ ﺑﺮ اﻗﻠﯿﺖ اﺳﺖ و ﺗﻼش ﻣﯽﮐﻨﺪ زﺑﺎن اﮐﺜﺮﯾﺖ را ﺑﻪ داﻧﺶ آﻣﻮزان ﺑﺨﻮﺑﯽ ﯾﺎد دﻫﺪ و ﺗﮏ زﺑﺎﻧﮕﯽ را ارج نهاده و از آن ﺣﻤﺎﯾﺖ می نماید و از زﺑﺎن ﻣﺎدری ﺑﺮای ﺗﺴﺮﯾﻊ آﻣﻮزش زﺑﺎن ﻣﺪرﺳﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﮐﻨﺪ.


2. ﻏﻮﻃﻪ ورﺳﺎزی: ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ آﻣﻮزش دوزﺑﺎﻧﻪ ﻏﻮﻃﻪ ورﺳﺎزی ﺑﺮ اﺳﺘﻔﺎده اﻧﺤﺼﺎري از زﺑﺎن دوم ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. در اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺎ زﺑﺎن ﺗﺪرﯾﺲ در ﮐﻼس ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻏﻮﻃﻪ ورﺳﺎزی ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ داﻧﺶ آﻣﻮز اﻗﻠﯿﺖ زﺑﺎﻧﯽ در ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﯿﻖ ﯾﮏ اﺳﺘﺨﺮ اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺷﻮد و اﻧﺘﻈﺎر ﻣﯽرود ﮐﻪ در ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ زﻣﺎن و ﺑﺪون ﮐﻤﮏ ﻣﺮﺑﯽ، شنا کردن را ﯾﺎد ﺑﮕﯿﺮد. در اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ، فرد ﯾﺎ ﻏﺮق ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺗﻘﻼ و دﺳﺖ و ﭘﺎ زدن ﺧﻮاﻫد ﭘﺮداﺧﺖ و ﺷﻨﺎ ﺧﻮاﻫد نمود. در اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، داﻧﺶ آﻣﻮزان ﯾﮑﺴﺎل در زﺑﺎن دوم ﻏﻮﻃﻪ ور ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، در ﺳﺎل دوم زﺑﺎن ﺧﺎﻧﮕﯽ ﮐﻮدﮐﺎن اﻏﻠﺐ در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺳﻮاد اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد، در ﺳﺎل ﺳﻮم ﻧﺼﻒ درسﻫﺎ ﺑﻪ زﺑﺎن دوم و ﺑﻘﯿﻪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﺧﺎﻧﮕﯽ ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﯽﺷﻮد ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﻌﻠﻤﺎن اﯾﻦ ﺷﯿﻮه ﺑﺎﯾﺪ دوزﺑﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻓﻠﺴﻔﻪ اﯾﻦ ﺷﯿﻮه اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ زﺑﺎﻧﻬﺎ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﻬﺎی ارﺗﺒﺎﻃﯽ واﻗﻌﯽ ﺑﻬﺘﺮ آﻣﻮﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ زﺑﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان زﺑﺎن ﺧﺎرﺟﯽ ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﯽﺷﻮد.


3. دو ﺳﻮﯾﻪ: آﻣﻮزش دو ﺳﻮﯾﻪ ﮐﻪ ﻏﻮﻃﻪ ورﺳﺎزی دوﺳﻮﯾﻪ ﻧﯿﺰ ﻧﺎﻣﯿﺪه ﻣﯽﺷﻮد از ﻧﻮع دوزﺑﺎﻧﻪ اﻓﺰاﯾﺸﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آن ﻫﺮ دو زﺑﺎن ﻣﻮرد ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﻧﺼﻒ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻣﺎدری داﻧﺶ آﻣﻮز و در ﻧﯿﻢ دﯾﮕﺮ ﻣﻔﺎﻫﯿﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻣﺎدری اراﺋﻪ ﺷﺪه اﻧﺪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﺗﺪرﯾﺲ ﺑﺎزﮔﻮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. در اﯾﻦ روش زﺑﺎن ﻣﺎدری داﻧﺶ آﻣﻮز و زﺑﺎن رﺳﻤﯽ در ﺗﻌﺎﻣﻞ ﮐﺎﻣﻞ، ﻣﻮرد ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮند و درك ﮐﺎﻣﻞ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﯿﻦ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﺮاﺑر، به وجود می آید. در اﯾﻦ ﺻﻮرت ﯾﺎدﮔﯿﺮی زﺑﺎن ﻣﺎدری ﻣﺎﻧﻌﯽ ﺑﺮای ﯾﺎدﮔﯿﺮي زﺑﺎن دوم و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ اﯾﺠﺎد ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ، ﺑﺮﻋﮑﺲ داﻧﺶ آﻣﻮزان در ﻫﺮ دو زﺑﺎن ﻣﻬﺎرت ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﯽآورﻧﺪ. در اﯾﻦ ﺷﯿﻮه ﻋﻼوه ﺑﺮ رﺷﺪ زﺑﺎن ﻣﺎدری ﺑﺎ اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮدن زﺑﺎن رسمی، داﻧﺶ آﻣﻮزان ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﻬﺘﺮی از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﻨﺪ. اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﺌﻮری ﯾﺎدﮔﯿﺮی زﺑﺎن دوم اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﮔﻮﯾﺸﮕﺮان اکثریت و اقلیت را ﻻزﻣﻪ ﯾﺎدﮔﯿﺮی زﺑﺎن اکثریت ﻣﯽداﻧﺪ.


4. ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ: آموزش دوزﺑﺎﻧﻪ ﻧﮕﻬﺪاﺷﺖ، ﺷﺎﻣﻞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﺮاي اﻗﻠﯿﺖﻫﺎی زﺑﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻋﯿﻦ اﯾﻨﮑﻪ خواهان توسعه ﻣﻬﺎرت در زﺑﺎن اکثریت هستند، ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ زﺑﺎﻧﺸﺎن ﺣﻔﻆ ﺷﻮد و زﺑﺎن مادری ﮐﻮدك در تدریس بعضی از دروس مدرسه، کاربرد داشته باشد. ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﻮﻧﺎن ﮐﻪ ﺑﺮای ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﺗﺮكﻫﺎ، ﻣﺪارﺳﯽ داﯾﺮ نموده و ﺷﯿﻤﯽ، ﻗﺮآن، ﻫﻨﺮ و ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺑﺪﻧﯽ ﺑﻪ زﺑﺎن ﺗﺮﮐﯽ و ﺗﺎرﯾﺦ، ﺟﻐﺮاﻓﯽ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﻨﻄﻘﻪای ﺑﻪ زﺑﺎن ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﯽﺷﻮد. اﻟﺒﺘﻪ ﻣﺪارس در اﻧﺘﺨﺎب ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺗﺮﺗﯿﺐ زﺑﺎنﻫﺎ و ﺗﻌﺪاد ﻣﻌﻠﻤﺎن ﺑﺮای ﻫﺮ زﺑﺎن ﺻﺎﺣﺐ اﺧﺘﯿﺎرﻧﺪ. در اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﻌﻤﻮﻻً دارای زﻣﯿﻨﻪ زﺑﺎﻧﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ، آﻧﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی درﺳﯽ را از ﻃﺮﯾﻖ زﺑﺎن مادری خود، ﯾﺎد ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. ﻫﺪف اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻬﺎرت زﺑﺎن اکثریت و ﻣﻬﺎرت ﺗﺤﺼﯿﻞ در زﺑﺎن مادری اﺳﺖ.


5. ﭘﺮﺳﺘﯿﮋ: ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ آﻣﻮزﺷﯽ دو زﺑﺎﻧﻪ ﭘﺮﺳﺘﯿﮋ با هدف آشنائی گویشوران زبان اکثریت با زبان های اقلیت، طراحی شده است. ﻣﺠﯿﺎ (2002) اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ را آﻣﻮزش دوزﺑﺎﻧﻪ ﻧﺨﺒﮕﺎن ﯾﺎ ﺳﺮآﻣﺪان ﻣﯽﻧﺎﻣﺪ. در ﺳﺮاﺳﺮ ﺟﻬﺎن ﺳﺨﻨﻮران اﮐﺜﺮﯾﺖ زﺑﺎﻧﯽ، ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﻮدﮐﺎﻧﺸﺎن دوزﺑﺎﻧﻪ ﺷﻮﻧﺪ، اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ برنامه های آموزشی را سازماندهی می کنند و اﻏﻠﺐ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺧﺎرج از سیستم همگانی آموزش و پرورش انجام می گیرد و اساسا اﯾﻦ ﻣﺆﺳﺴﺎت ﺑﺎ ﺷﻬﺮﯾﻪ واﻟﺪﯾﻦ اداره ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﻣﻌﻤﻮﻻً زﺑﺎﻧﻬﺎ ﺑﻄﻮر ﻣﺸﺨﺺ ﺑﻮﺳﯿﻠﻪ ﻣﻌﻠﻢ و ﻃﺒﻖ ﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎی داﻧﺶ آﻣﻮزان ﺟﺪا ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. در اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺑﺮ زﺑﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻮدﮐﺎن ﯾﺎد ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﺪ آﻧﺎن را از ﮔﺮوه زﺑﺎن ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺧﻮدﺷﺎن، ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﺳﺎزد. ﻣﺪارس ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و ﻣﺪارس ﺧﺼﻮﺻﯽ از اﯾﻦ روش ﺑﻬﺮه ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ.


6. تجدید حیات غوطه ورسازی: از برنامه غوطه ورسازی اقتباس گردیده و در کشور نیوزلند برای تجدید حیات زبان اجدادی مائوری و در امریکا براي تجدید حیات زبان بومیان هاوایی و در نروژ، فنلاند، سوئد و روسیه، برای تجدید حیات زبان سامی و جوامع سرخ پوست، مورد اجرا قرار گرفته است. در این مدل، دانش آموزان از پیش دبستانی تا پنجم ابتدایی را به زبان مادری آموزش می بینند و بعد از آن، آموزش زبان رسمی به عنوان یک موضوع درسی شروع می گردد. بخاطر اینکه هدف این برنامه تجدید حیات زبان اجدادی است آن را غوطه ورسازی زبانی میراث نیز می نامند. استفاده از این برنامه در سطوح ابتدایی آسانتر از سطوح بالاتر است.


7. رشدی: برنامه آموزشی دوزبانه رشدی: برعکس روش نگهداشت که از دیدگاه تک گویشی حمایت می کند این روش به دنبال برابری در زبانهاست. در این برنامه، کودکان نه تنها بر زبان مادریشان بلکه بر زبان غالب هم تسلط پیدا می کنند و گروه های اقلیت زبانی به اندازه کافی حمایت های لازم برای تقویت زبانشان را از دولت دریافت می کنند. این برنامه براي گروههاي اقلیت زبانی است که تلاش می کنند زبان خودشان را توسعه دهند البته این زبانها در معرض خطر فراموشی نیستند تا به برنامه های تجدید حیات نیاز داشته باشند.


8. آموزش زبان مبتنی بر محتوا یا روش یادگیري توأمان زبان و محتوا: از پیش دبستانی آغاز می گردد. این برنامه، زمان برابر برای دو زبان قائل نیست بلکه زمان بر اساس نیاز تعیین می گردد. در این برنامه تلاش می گردد با تدریس یک یا دو مورد از موضوعات اموزشی، کودکان را دوزبانه کنند. این برنامه برخلاف غوطه ورسازی می تواند برای تمام جمعیت شهروندی بکار رود مانند برنامه زبانی اتحادیه اروپا که در آن تمام دانش آموزان در آینده نزدیک باید علاوه بر زبان مادریشان به دو زبان دیگر هم مسلط شوند. این برنامه به چندگرایی زبان کمک می کند و انعطاف پذیری لازم را براي درك مفهوم دوزبانگی به وجود می اورد.


9. چند زبانه: برنامه چندزبانه همیشه حداقل با سه زبان اجرا می شود. بدین شکل که از زبان های اقلیت در مدارس استفاده می شود، اما زبان رسمی براي تدریس اکثر دروس مانند علوم اجتماعی ، تربیت بدنی، هنر، و اقتصاد همچنین زبان سومی مثلاً انگلیسی براي تدریس دروسی مثل تکنولوژی و علوم کاربرد دارد. در این روش به سه زبان ، مادری، ملی و بین المللی تدریس شده و چندزبانگی تشویق می شود.


لینک پی دی اف منبع

1
.pdf
Download PDF • 304KB


0 comments