آموزش دوزبانه، آمریکا و ایران!

تا قبل از اینکه آموزش دوزبانه به عنوان یک متد آموزشی پیشرو موفق در بیشتر کشورهای جهان پذیرفته شود، کودکان اقلیت های زبانی مجبور به آموزش به زبانی غیر از زبان مادری خود بودند. در حالی که کودکان منتسب به گروه مسلط به خاطر تسلط بر زبان مادری به راحتی می توانند همه نیازهای ارتباطی روزمره شان را برطرف کنند و در زمینه تحصیل با موانع چندان زیادی روبرو نیستند، اما کودکان اقلیت زبانی به خاطر عدم تسلط و توانایی در زبان رسمی و مواجهه با این زبان در محیط مدرسه مشکلاتی جدی در زمینه های شناختی، عاطفی، روانی و اجتماعی روبرو می شوند و این مشکلات زمانی بیشتر می شود که دوزبانگی ازنوع نامتوازن و کاهشی باشد.


اولین اقدام رسمی و قانونی برای آموزش دوزبانه در سال ۱۹۶۳ در امریکا صورت گرفت و متعاقب آن در سال ۱۹۶۸ قانونی برای حمایت از دانش آموزان اقلیت تصویب شد، که هدف آن طراحی برنامه های آموزشی برای برآورده ساختن نیازهای آنان بود. از دهه ۱۹۶۰، برنامه های درسی دوزبانه در سراسر جهان گسترش یافته اند. سیاست های آموزشی دوزبانه در بیشتر کشورهایی که در آن به مرحله اجراء درآمده، منجر به نتایج مثبتی شده است. سیاست های آموزشی دوزبانه با وضعیت جهان کنونی که جهانی چندفرهنگی و چندزبانی است، همخوانی دارد، مشوق چندفرهنگ گرایی(مولتی کالچیرالیسم) است و از این منظر مشوق اصولی اساسی نظیر حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و تساهل و تسامح است.


در عصر کنونی که ۷۰ درصد از جمعیت جهان را افراد دوزبانه تشکیل می دهد و در حالی که بیش از نصف جمعیت ایران را افراد غیرفارس زبان تشکیل می دهند، سخن از لزوم آموزش دوزبانه امری گزاف نیست. اغلب مطالعات انجام شده در ایران، نشان دهنده شکست سیاست های اموزشی تک زبانه در ایران است. پیامدهای منفی و ناگوار نظیر افت تحصیلی، ترک تحصیل، نابرابری در فرصت های آموزشی، شوک فرهنگی و عدم شکل گیری شخصیت اجتماعی، نبود عزت نفس و خودپنداره مثبت در میان افراد اقلیت های زبانی، از جمله عوارض آموزش تک زبانه است که در این مطالعات بر ان تاکید شده است. حال با توجه به عواقب سوء شناختی، رشدی، عاطفی و روانی، اجتماعی و سیاسی تک زبانگی در ایران از یک سو و موفقیت و سربلندی آموزش دوزبانه در بیشتر کشورهای چندزبانه دنیا، باید گفت که زمان آموزش دوزبانه در ایران رسیده است.


یونسکو همة کشورهای عضو خود را به استفاده از زبان مادری در آموزش تشویق می‌کند و آموزش به زبان مادری را یک حق برای همة کودکان جهان می‌داند. به باور این نهاد، آموزش به زبانی که کودکان آن را به‌خوبی درک می‌کنند، حق همة کودکان است تا بتوانند از آموزش با کیفیت برخوردار شوند و از آن لذت ببرند. از سوی دیگر، آموزش به زبان مادری می‌تواند سبب کاهش تبعیض شود و به همه‌جانبه و جامع بودن آموزش و همچنین توسعة متوازن یاری برساند. ایرینا بووکوا، دبیرکل یونسکو، در پیامی به مناسبت روز جهانی زبان مادری در سال ۲۰۱۲ می‌نویسد: «زبان‌های مادری ما، هویت ما هستند. با نگهداری آنها ما در واقع از خود حفاظت می‌کنیم». در واقع، از نگاه یونسکو نابودی یک زبان به معنای نابودی یک ملت است. در این مورد، یونسکو، وظایف دولت‌ها را بیشتر از ملت‌ها می‌داند و معتقد است که آنها باید برای حفظ و حراست تنوع زبانی، قوانین خاصی را تصویب کنند و به مرحلة اجرا درآورند. سازمان یونسکو برنامة بی‌وقفه‌ای را جهت حفظ و حراست فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف شروع کرده و امیدوار است که به یک سیستم آموزشی چندزبانه در چهارچوب ترفیع زبان مادری دست یابد و برنامه‌های این سازمان، با مساعدت و همراهی دولت‌ها در جهت پاسداری از زبان مادری، با موفقیت همراه باشد.


لینک منبع


0 comments