اقلیت کیست و چه حقوقی دارد؟

در علوم انسانی جدید، واژه‌ اقلیت‌ تنها مختص گروه‌هایی که از نظر آماری تعدادشان کمتر باشد نیست. اقلیت به گروه‌هایی نیز اشاره دارد که به خاطر ویژگی‌های زبانی، فرهنگی، نژادی، قومیتی، جنسیتی، جنسی و غیره، از نظر جایگاه اجتماعی، دسترسی به تحصیل و اشتغال و به طور کلی بهره‌مندی از حقوق انسانی در جایگاهی فرودست نسبت به یک گروه مسلط در جامعه قرار می‌گیرند.


از این منظر، ترک‎های آذربایجانی صرف نظر از تمام بحث‌ها و مناقشه‌های آماری در مورد جمعیت ترک زبانان و ترک تباران در ایران، همانند دیگر گروه‌های اتنیکی یا ملی در ایران از جمله کرد‌ها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و ترکمن‌ها، در تعریف اقلیت می‌گنجند و با تبعیض نژادی رو به رو هستند. از جمله مصادیق این تبعیض علیه ترک‎های آذربایجانی، عبارتند از: استفاده از زبان فارسی به عنوان تنها زبان تدریس در همه سطوح ابتدایی و متوسطه آموزش و پرورش، ایجاد محدودیت برای انتشار مطلب به زبان ترکی آذربایجانی، بی‌توجهی به مسائل اقتصادی مناطق اقلیت‌نشین، گفتارهای تبعیض‌آمیز و توهین آمیز، بخصوص در برنامه های تلویزیونی و رادیویی دولتی، حفظ زبان فارسی به عنوان تنها زبان رسمی برای ارائه خدمات اداری و دسترسی به سیستم قضایی، سرکوب گردهمایی‌های ترک‌های آذربایجانی برای تجلیل از تاریخ، فرهنگ و زبان خود، صدور احکام حبس برای فعالیت‌های مسالمت‌آمیزی نظیر برگزاری مراسم روز جهانی زبان مادری، متهم کردن مداوم مدافعان حقوق اقلیت‌ها به تنش‌زایی، ایجاد "تفرقه در میان ملت" و تضعیف تمامیت ارضی ایران

در چنین بستر اجتماعی و سیاسی، تاکید بر اقلیت بودن گروه‌های اتنیکی یا ملی فرودست در ایران از نظر حقوقی اهمیت دارد چون در حقوق بین‌الملل، اقلیت‌ها دارای حقوق مشخصی هستند. برای مثال، ماده ۲۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران عضو آن است، تصریح کرده است که اقلیتهای اتنیکی، مذهبی و زبانی باید از حق برخورداری از فرهنگ خود، اظهار و اجرای مذهب خود و استفاده از زبان خود برخوردار باشند. اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی، دینی و زبانی مصوب مجمع عمومی سازمان ملل دولت‌ها را فرا خوانده است که اقدام‌های مثبت و ویژه‌ای را برای ایجاد موقعیت‌های مطلوب برای اقلیت‌ها به منظور یادگیری و ترویج زبان مادری‎شان اتخاذ کنند.


پرهیز از اقلیت نامیدن گروه‌هایی که به خاطر ملیت، قومیت و زبان‌شان در جایگاه فرودست قرار داده شده‌اند، عملا توجه را از استانداردها و موازین بین المللی مربوط به حقوق اقلیت‌ها که برای ایران تعهدآور هستند دور می‌کند.

به علاوه، این اقدام مسئله تبعیض و تحقیر علیه گروه‎های اتنیکی تحت تبعیض را حل نمی‌کند بلکه اتفاقا حذف صورت مسئله است و تقویت کننده همان تفکر و فرهنگ تبعیض‌آمیزی که اقلیت بودن را تحقیر می‌کند و فرودست بودن آنها را طبیعی، عادی و اجتناب ناپذیر جلوه می‌دهد.


رفع تبعیض علیه اقلیت‌ها از مسیر انکار واقعیت به دست نمی‌آید. دسته بندی‌های اکثریت و اقلیت را مناسبات نابرابر قدرت ایجاد کرده‌اند و این مناسبات بر زندگی، امنیت و رفاه انسان‌های متعلق به گروه‌های اقلیت تاثیرات مخرب واقعی و ملموس گذاشته‌اند. این مناسبات و تاثیرات مخرب آن را باید مرئی کرد تا بتوان آنها را به چالش کشید. تظاهر به نبود این دسته بندی‌ها با شعارهایی نظیر ما همه ایرانی هستیم واقعیت تبعیض را به خودی خود دگرگون نمی‌کند. اصرار به اقلیت نبودن یا بزرگ‌تر جلوه دادن جمعیت آماری گروه مورد ستم هم افتادن به دام منطقی است که اقلیت بودن را مساوی حقیر بودن می‌گیرد.


راه حل عبور از تبعیض، درک صحیح از مفهوم اقلیت و توجه به استانداردهای بین‌المللی در زمینه حقوق اقلیت‌هاست. از این منظر دسته‌بندی ترک‌های آذربایجان ایران و سایر گروه‌های اتنیکی یا ملی تحت تبعیض به عنوان اقلیت، هم ضروری و هم مطلوب است؛ و البته امید این است که روزی اقلیت‌های تحت تبعیض تنها اقلیت‌های آماری شوند و از نظر بهره‌مندی از حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و سیاسی، از جایگاهی کاملا برابر برخوردار باشند.


نویسنده: رها بحرینی

حقوقدان و کارشناس و پژوهشگر سازمان عفو بین‌الملل


لینک منبع

0 comments