این دردها هیزم «انقلاب آتی» شما نیستند!

در هنگامه بحران‌های سیاسی، اقلیت‌ها و رنج آنها، هیزم اکثریت می‌شوند برای شعله‌ور ساختن خشم همگانی. تصویر یک کودک عرب یا بلوچ، یا کولبری کُرد در کوه‌های یخ زده، می‌شوند پایه‌های مستحکمی که می‌توانند خشم اکثریت را بر علیه رژیم حاکم، محکم کنند و به آن مشروعیت بخشند. و تصویر آن کودک عرب در هوری خشکانده شده در دخمه‌ای که پشت آن دود دکل‌های نفتی به هوا کشیده شده است به ابزاری برای ایجاد خشم علیه حکومت مبدل می‌شود. و چنان بر این درد، مدیحه‌سرایی می‌کنیم که گویی تازه این عکس‌ها را دیده‌ایم.


اما نه!! این تصاویر جدید نیستند. نه، اشتباه نکنید، شما نیز اکنون آنها را ندیده‌اید. سالهاست که این تصاویر بودند. اگر به گذشته بازگردید حتما به خاطر خواهید آورد که دیده‌اید، اما چشم بستید و رد شدید. این دردها حاصل عنوان و واژه نامفهوم و بی‌معنی‌ای چون «توسعه نامتوازن» نیستند. تنها حاصل عملکرد حکومت جمهوری اسلامی نیز نیستند. حاصل رخنه تیمی برانداز در دولت نیز نیستند. حاصل نابخردی نیز نیستند.


و البته که نشانی از یکی بودن دردهایمان ندارند. و البته که خوب می فهمم که امروز اکثریتی ناراضی برای آتش مبارزه و مقابله خود با حکومتی ناکارآمد، این «تصاویر درد» را همچون هیزم‌های خشکی می‌نگرند تا آن شعله مبارزه را سرپا نگه دارند. اما فراموش می‌کنند که تا همین دیروز که نعمت نفت و آبی که از زیر پای این مردم می‌رفت، می‌توانست چرخ مملکت و چرخه زندگی‌شان را بچرخاند، چشم بر همه این رنج‌ها بستند. و اکنون که همه چیز لنگ شده است گویی یکباره پرده‌ای از روی چشمان همگان برافتاده است.


و البته که این بار اول نیست! قبل از شما و شیواتر از بسیاری از من و شما،‌ و در بحبوحه انقلاب ۵۷، آیت الله خمینی، از مصایب مردم عرب گفت. از دردهایی که در مسیرش به عتبات دیده بود نوشت. و آنهنگام که در نوفل لوشاتو بود، از این گفت که «به دلیل حاکمیت یک قوم است که مردم کرد و بلوچ و عرب و غیره در فقر نگه داشته شده‌اند. و ذیل سایه اسلام این تفرقه‌ها و تبعیض‌ها نخواهد بود.»

و البته در آینده اگر نتیجه دلخواه حاصل شد، همین اکثریت که امروز با هول و ولع این تصاویر را همچون آتش‌زایی به کار می‌برند، با کفش‌های خود بر این تصاویر یزله خواهند رفت و سپس آب سردی بر آن خواهند ریخت. همانگونه که در ۵۷ کردند.

نه!! این تصاویر و این دردها هیزم انقلاب آتی شما، اگر انقلابی باشد، نیستند. آنچه می‌بینید، زخم‌های عمیق روابط نژادی و قومی هستند بر پیکره مردمی که دهه‌هاست به حاشیه رانده شده‌اند. و هر آن هنگام که به ظلم، ستم، تبعیض، تخریب زیست محیط، انتقال آب، خشکاندن هور و بی‌عدالتی اعتراض کردند، با چماق «تجزیه» سرکوب شدند. و بسیاری از شما کف و هورا کشیدید.

تا این دردها را اینگونه نبینیم و نقش خود را در این سیستم تاریخی تبعیض سیستماتیک و نژادی نفهمیم، هر گونه بهره‌گیری، بازنشر یا غم‌سرایی در باره آنها، نه تنها ابزاری و خودخواهانه، که غیراخلاقی است. اگر دنبال انقلابی دیگر هستید، هیزم دیگری پیدا کنید.

نویسنده: عقیل دغاقله



0 comments