تنوع زبانی و کاهش نژادپرستی

یونسکو در این اقدام خود(بزرگداشت زبان های مادری) بر اساس اجماعی عمل می کند که تجربه و درسی بود که همه مردم جهان از نژادپرستی و افراط در ملی گرایی در دو جنگ بزرگ جهانی گرفتند. این دو جنگ بر اساس ایجاد تنش میان مردم و فرهنگ های مختلف و شعارهای برتری جویانه این فرهنگ ها علیه یکدیگر سبب کشته شدن میلیون ها انسان شدند. تشکیل سازمان ملل و امضا تعهدات بی شمار بین الملی در آن جهت انجام گرفتند که دیگر هیچ دولت و یا ملتی بر اساس گفتمان های پوچ و مبالغه آمیز برتری ملی، و ادعای بزرگ تر بودن و هوشمند تر بودن، داشتن اولویت نسبیت به دیگران حرکت نکرده و کار را به اختلاف و درگیری و تنش نرساند.

امروز وقتی می شنویم که به راحتی در تریبون های رسمی این کشور روشنفکران ما از برتری نژادی، فرهنگی، سیاسی، و … ایرانیان نسبت به سایر مردم و کشورها و فرهنگ ها دفاع می کنند، باید متوجه بود که این امر چیزی جز یک عقب گرد اجتماعی نیست . هیچ فرهنگی با تحقیر فرهنگ های دیگر بزرگی خودش را نشان نمی دهد. ما برای اینکه نشان دهیم فرهنگ ایران ارزشمند است که بدون شک چنین است، باید غنایش را نشان دهیم، تنوعش را نشان دهیم، زبان های متنوع و گوناگونش را نشان دهیم، هزاران سبک زندگی و تنوع هنرها، معماری، غذاها، اقلیم و زیستگاه هایش را نشان دهیم و تلاش کنیم به دیگران احترام بگذاریم و با احترام گذاشتن است که بزرگی خود را نشان می دهیم و نه با نفی و تحقیر دیگران و شعار دادن به اینکه ما بهترین و بزرگترین و تنها فرهنگ و … غیره هستیم. این گونه شعارها را همه ملی گرایان افراطی در سراسر قرن بیستم مطرح کردند و میلیونها تن را به کشتن دادند و برایشان سودی نداشت جز بر جای گذاشتن ویرانه هایی بی پایان. این شعارها، همان رویکردهایی هستند که اروپا را امروز در وخیم ترین وضعیتش بعد از جنگ جهانی دوم قرار داده اند و به صورتی که امروز می بینیم سخن گفتن از «جنگ داخلی» و تنش های گسترده بین قومی در کشورهایی چون آلمان و فرانسه دیگر اسباب مضحکه کسی نیست و این احتمال ها ولو ضعیف بسیار جدی گرفته می شوند. و این امر به دلیل رویکردهایی بوده است دقیقا مشابه آنچه در ایران کنونی از جانب گروهی از نخبگان فکری می بینیم. با این تفاوت که در کشورهای اروپایی ضربه خورده از این رویکردها (اروپای غربی و روسیه) نخبگان و دانشگاهیان امروز در حال تلاش هستند که این افکار خطرناک را از مردم دور کنند، در حالی که در اینجا هر روز تریبون جدید و مجله تازه ای را می گشایند که نژاد پرستی و هژمونی طلبی را بیشتر تقویت کنند و تصور آن است که این کار به انسجام ملی دامن می زند در حالی که این کار در ایران بزرگترین خیانت به تاریخ و تجربه فرهنگی این کشور در سراسر عمر چند هزار ساله آن است که همواره متنوع و چند فرهنگی بوده است. راز بقای ایرانی بودن در تحمل بالایش و نرمش آن در ایجاد همسازی میان فرهنگ های گوناگون است و نه در بلند کردن صدایش علیه دیگر فرهنگ ها. مسئولیت این امر بسیار سنگین است، امروز کسانی که از طریق روابط مرید و مرادی و پیوندهایی ناسالم در ردیف «بزرگان اندیشه و خرد» جای داده شده اند، به خودشان اجازه می دهند به هر گونه مایلند گفتمان های ضد ایرانی و ضد ملی و نژاد پرستانه خود را زیر لوای ایران دوستی و ایران خواهی در تند ترین شعارها به بیان در آورند و هر گونه انتقاد نسبت به آنها با سخت ترین پاسخ های لشکری از اراذل و اوباش فکری و نوکیسگان فرهنگی یا همان مریدانشان پاسخ می گیرند که بسیار تلاش دارند آنها را روز به روز بیشتر کرده و هر چه بیشتر به آنها قیافه هایی اندیشمند بدهند؛ اما خوشبختانه لومپنیسم ایشان دائم و روز به روز برجسته تر می شود.

دکتر ناصر فکوهی✍️ استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ


لینک مطلب

0 comments