رنج مضاعف کودکان استثنائی

از شش واحد درس «افراد با نیازهای خاص» در دوره‌ی کارشناسی، دو واحد را به صورت عملی در مدارس کودکان استثنایی بوستان یک دخترانه‌ ابتدایی و بوستان دو پسرانه ابتدایی شهرستان مراغه گذراندیم. در کلاس‌های درسی رفتار کودکان را مشاهده و ثبت می‌کردیم، پرونده‌هایشان را مطالعه می‌نمودیم و برای فهم دقیق عملکردشان گفت و گوهایی نیز با معلمان داشتیم. اگر گذار والدین به مدارس می افتاد، از آنها هم در مورد فرزندانشان پرس و جو می‌کردیم.


دانش آموزان این مدارس را کودکانِ با آی‌کیو بین پنجاه الی هفتاد تشکیل می‌دادند که اغلب علاوه بر وضعیت هوشی، مبتلا به یک اختلال جسمی نیز بودند. آنها دوره آمادگی را در دو سال (مقدماتی و تکمیلی)، اول ابتدایی را در سه سال (الفبای فارسی را به سه بخش تقسیم و هر سال ده-یازده حرف آموزش می‌دهند) و از دوم تا ششم ابتدایی را بایستی طی یک سال بگذراند که اکثرا بیش از مدت تعیین شده طول می‌کشد.


اما این کودکان بیش از آنکه نیازی به آموزش اجباری زبان فارسی و محتوای درسی آن داشته باشند، جهت هماهنگی با محیط به آموزش رفتارهایی نیازمند بودند تا تنش کمتری را به وجود آورده و کارآیی بهتری در مدرسه و خانه داشته باشند. حال آنکه آموزش استثنایی در کشور نه بر اساس نیازهای این کودکان، بلکه بر مبنای ذهنیت فارسی‌سازی انسان‌ها تنظیم شده که علاوه بر کودکان عادی، حتی کودکان با آی‌کیو پایین، اغلب با یک اختلال جسمانی مضاعف را نیز هدف گرفته است. مثلا دانش آموزی در کلاس پنجم ابتدایی حضور داشت که چهارمین فرزند استثنایی خانواده محسوب می‌شد. او از خانواده‌ای با پدری کارگر فصلی و مادری خانه‌دار، ساکن یکی از محلات حاشیه‌ای مراغه بود. تصور کنید فضای خانه‌ای را که چهار کودک استثنایی بدون کمترین آگاهی به رفتارهایشان، -با پدر و مادری فرودست و بدون آگاهی آنچنانی- چه فضای ملتهبی را می‌توانند رقم بزنند. معلم از تنبیه بدنی دائم والدین آن کودک می‌گفت. حتی زمانی که برای مشاهده‌ی ما خواست تا دانش آموز جمله‌ای از کتاب فارسی را بخواند، پس از ده سال آموزش دریغ از تلفظ شکل صحیح حتی یک کلمه نتواست جمله را به پایان ببرد.


مثال‌های فراوانی از این دست به وضوح نشان می‌دهد که آموزش و پرورش استثنایی کشور، کودکان استثنایی غیرفارس را نه تنها پرورش نمی‌دهد، بلکه آموزش را نیز به زبانی ارائه می‌دهد که برای کودکان عادی غیر فارس بیگانه است و دشوار، بماند برای کودکان با نیازهای خاص.


نویسنده: میلاد بالسینی


0 comments