قوم گرائی فارسی، تبعیض و استعمار

آیا تا به حال فروریختن یک ساختمان را دیده اید؟ به یکباره یک ساختمان بزرگ فرو می ریزد و نابود می شود! اما ایا واقعا این فروریزی به یکباره صورت گرفته است؟ خیر! زمین زیر ساختمان ماهها یا سالها در حال نشست بوده! کارشناسان از روی شکاف های ظاهر شده روی سقف ها و دیوارها متوجه می شوند که ساختمان در حال نشست و در خطر فروریختن است! گاهی با دیدن شکاف ها به موقع متوجه بحران می شوند و می توانند با تقویت پی ساختمان جلوی فروپاشی ساختمان را بگیرند! و گاهی هم فقط می توانند دستور تخلیه ساختمان را صادر نموده و خسارات فروریختن ساختمان را کاهش دهند! بخش بزرگی از جامعه ما به شکاف ها اهمیت نمی‌دهد و نگران هم نیست، چون توانایی شناخت نشانه‌های بحران را ندارد و به همین خاطر بحران برای ما زمانی بحران است که ساختمان فرو می‌ریزد و در میان بهت و ناباوری همه چیز را از دست می دهیم.


وجود تبعیض های زبانی و هویتی نسبت به مردمان غیرفارس زبان، باعث شکل گیری شکاف های اتنیکی در ایران شده! شکاف هایی که جامعه فارس زبان تمایلی به دیدن انها ندارد و انکار تبعیض زبانی و هویتی از سوی بخش بزرگی از جامعه فارس زبان، باعث عمیق تر شدن این شکاف ها شده است.

حقوق برابر برای همه گروه های اتنیکی و به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری برای گویشوران همه گروه های زبانی، گامی مهم به سوی تبعیض زدائی، دموکراسی، حقوق بشر و افزایش همبستگی ملی است، اما متاسفانه بخش بزرگی از جامعه فارس زبان تلاش می نماید تا از سیستم تبعیض امیز آموزش تک زبانه، پاسداری نماید و از تضییع حقوق زبانی مردمان غیرفارس زبان و سرکوب شدید سیاسی آنها از سوی نظام حاکم یا بطور مستقیم و یا با سکوت خود حمایت می کند. پیامد این رفتار جامعه فارس زبان، موجب هر چه بیشتر عمیق‌ شدن شکاف‌ھای اتنیکی در ایران شده، شکافها و زخم‌های عمیقی که با رجزخوانی‌های باستانگرایانە قابل التیام نیستند. تبعیض ها و شکاف‌های اتنیکی با انکار از بین نمی‌روند، بلکه عمیق‌تر می‌شوند.


قوم گرایان فارس به جای پذیرش وجود تبعیض های زبانی، فرهنگی و اقتصادی، اقدام به انکار این تبعیضها می کنند وقتی از تبعیض علیه ترک و کرد و عرب و بلوچ صحبت می کنیم، انها می گویند ما همه ایرانی هستیم! چرا میگی ترک و کرد و عرب و بلوچ؟ قوم گرایی نکنید، قوم‌گرایی بد است! البته منظورشان این است که قوم‌گرایی خوب است ولی فقط برای قوم فارس! اگر دیدید کسی می‌گوید به همهٔ مردم ایران به یک اندازه ظلم شده، مطمئن باشید گوینده یا جاهل است یا شیّاد. به مناطق مختلف نگاه کنید: خوزستان بیشتر نابود شده یا اصفهان؟ سیستان و بلوچستان بیشتر به فنا رفته یا کرمان؟ کردستان و آذربایجان بیشتر تحلیل رفتن یا یزد و سمنان؟


اگر قوم گرائی بد است چرا به یکصد سال قوم گرایی فارسی اعتراض نمی کنید؟ قوم‌گرایی فارسی یعنی تحمیل فرهنگ، تاریخ و زبان قوم فارس به اقوام دیگر؛ قوم‌گرایی فارسی یعنی حذف اسامی رودها، کوه‌ها و شهرهایی که ریشه اسامی آنها متعلق به فرهنگ و زبان اقوام غیرفارس بوده، قوم‌گرایی فارسی یعنی ممنوع نمودن تدریس زبانهای غیرفارسی، قوم‌گرایی فارسی یعنی ممانعت از انتخاب اسامی غیرفارسی برای کودکان به بهانه عدم تعلق به فرهنگ و مذهب قوم فارس، قوم‌گرایی فارسی یعنی سرکوب مطالبات اتنیکهای غیرفارس، قوم‌گرایی فارسی یعنی انکار وجود تبعیضهای اتنیکی در ایران!


وقتی صحبت از تبعیض و استعمار داخلی به نفع مناطق مرکزی و فارس نشین ایران می شود، قوم گرایان فارس، گوینده را به قوم گرایی متهم نموده و ادعا می نمایند که همه مردم تحت ستم هستند، و فارس ها هم مثل سایر گروه ها تحت ستم هستند! اری فارس ها هم تحت ستم هستند اما غیر فارس ها، هم ستم روا شده بر فارس ها را تحمل می نمایند هم ستم هایی رو تحمل می کنند که فارس ها دچارشان نیستند! ستم هایی همچون استعمار زبانی و استعمار اقتصادی! قوم گرایان فارس می گویند چیزی به عنوان استعمار اقتصادی مناطق غیرفارس به نفع مناطق فارس نشین وجود ندارد! منابع زیرزمینی و روزمینی غیرفارس ها کجا می رود؟ به عنوان مثال آب و نفت خوزستان روانه کجا می گردد؟ کارخانه های پتروشیمی و فولاد و نیروگاه های سیکل ترکیبی در کجا ساخته شده اند؟ اصفهان 15 تا کارخانه ذوب اهن، 4 تا پتروشیمی و 4 تا نیروگاه سیکل ترکیبی دارد که با نفت و اب خوزستان، فعالیت می نمایند! اشتغال زائی این همه کارخانه برای مردم کدام استان است؟ مالیات بر درامد این کارخانه ها خرج کدام استان می گردد؟ مردم کدام استان از این اشتغالزایی و درامد بهره مند می شوند؟ تا فراموش نکرده ام باید بگویم که کرمان هم 5 کارخانه فولاد، دو پتروشیمی و 3 نیروگاه سیکل ترکیبی دارد و البته یزد هم 8 کارخانه فولاد و یک پتروشیمی و 2 نیروگاه دارد و سمنان هم 11 کارخانه فولاد، 4 پتروشیمی و 3 نیروگاه دارد که همگی با انتقال نفت و آب خوزستان فعالیت می کنند! انتقال نفت و آب خوزستان به کویر مرکزی ایران باعث رشد و شکوفایی صنعت و کشاورزی در مناطق فارس نشین و نابودی و تباهی مناطق عرب نشین شده است! فکر می کنید استعمار چه شکلی است؟ محروم کردن بخش هایی از جامعه از زبان و فرهنگ و منابع اقتصادیشان، چه نامی دارد؟ چرا انکارش می کنید؟ شکاف اتنیکی یعنی همین! شکاف اتنیکی یعنی منابع و ثروت های مناطق غیرفارس به مناطق فارس نشین منتقل می گردد و باعث عمران و ابادانی مناطق فارس نشین و نابودی مناطق غیرفارس می شود! شکاف اتنیکی یعنی تحمیل زبان و فرهنگ فارس ها به غیرفارسها! شکاف اتنیکی یعنی محو فرهنگ و هویت غیرفارس زبانها! همبستگی وقتی کاهش پیدا میکند که بخش بزرگی از جامعه فارس زبان، تبعیض های اتنیکی و استعمار غیرفارسها را انکار می کنند!


قوم گرایان فارس می گویند صحبت از تبعیض و شکاف اتنیکی باعث تفرقه می شود! در حالی که صحبت از تبعیض و پذیرش وجود مشکلات اتنیکی و شناسائی و در دستور کار قرار دادن انها می تواند منتج به افزایش همبستگی ملی و کاهش شکاف های اتنیکی گردد! در امریکا رفتار غیرانسانی یک افسر پلیس هنگام بازداشت یک شهروند سیاهپوست، موجب مرگ فرد سیاهپوست شد و شاهد تظاهرات های گسترده در امریکا بر علیه نژآدپرستی بودیم. جالب است بدانید که بیشتر جمعیت معترض را سفید پوستها تشکیل می دادند! این یعنی همبستگی ملی! البته اگر امت اریایی ما جای سفیدپوستهای امریکا بودند به جای حمایت از سیاهپوستها به کسانی که خبر کشته شدن یک سیاهپوست رو بازتاب می دادند میگفتند: چی گیرتون میاد از این نفرت پراکنی و تفرقه افکنی؟ از کجا پول می گیرید که مردم رو به جون هم بندازید؟ آمریکا برای همه آمریکایی هاست. چرا همه مسائل رو قومی می کنید؟ حالا ۱ سیاه مرده. می دونی هر سال چه قدر سفید پوست می میرن؟ می دونی چه قدر از سفید پوست ها زیر خط فقرن؟ می دونی از همین تگزاس ی کم می ری اون ور تر چه قدر فقر و بی کاری هست؟ بعد هم می گفتند پاینده آمریکای یکپارچه و تجزیه طلبی را محکوم می کردند!


بر میگردم به زبان مادری! امروزە دیگر در زبانشناسی اجتماعی، موضوع تک زبانگی قابل بحث نیست و در اغلب کشورهای جهان ناقوس مرگ تعلیم و تربیت تک زبانه به صدا درآمده و در مواجهه با پیامدهای منفی تک زبانگی، از سیاست های آموزشی دوزبانه استفاده می شود. بر اساس پژوهش های کارشناسی، در نظام های آموزشی تک زبانه مثل ایران، کودکانی که زبان مادری آنان، به زبان رسمی و زبان آموزشی بدل شده، در نخستین سال های مدرسه خواندن و نوشتن زبان مادری خود را می آموزند اما کودکانی که زبان مادری آنان زبان رسمی و زبان آموزشی نیست، با یکی از بزرگ ترین تبعیض ها و نابرابری های زندگی خودشان رو به رو می شوند آنها باید هم زبانی نو و تازه را یاد بگیرند و هم مطالب درسی را با این زبان جدید اموزش ببینند و امتحان بدهند و به خاطر این تبعیض در همان نخستین سال های تحصیل، به عقب ماندگی تحصیلی ویا ترک تحصیل محکوم می شوند.

پروفسور جنوا اسپیترمن، زبان‌شناس و متخصص سیاست‌های زبانی می‌گوید: «اگر شما آموزش و ترویج یک زبان را قدغن و غیرقانونی کنید، در نهایت، آن زبان را حذف می کنید و با از بین بردن آن زبان، فرهنگ آن گروه زبانی را نیز نابود می کنید و در نهایت، خود آن مردم را از بین می برید. ممکن است که آنها بصورت فیزیکی از بین نروند اما آنها دیگر خودشان نیستند بلکه تبدیل به دیگرانی شده اند که به زبان و فرهنگ دیگری تعلق دارند. آنها دیگر موجودیت ندارند.» خانم دکتر تووه اسکوتناب کانگاس هم منع آموزش زبان های مادری را نسل کشی زبانی زبانی میداند. دکتر محسن رنانی، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان و پژوهشگر حوزه توسعه میگه: قتل زبان مادری با نسل‌کسی و نژادپرستی تفاوتی ندارد.


آیا مردمان غیرفارس ایران، سکوت بخش عمده جامعه فارس زبان نسبت تبعیض های اتنیکی و استعمار زبانی، فرهنگی و اقتصادی را فراموش می کنند؟


مارتین لوتر کینگ می گوید:

در آخر،

ما حرف های دشمنان مان را

از یاد می بریم،

اما

سکوت دوستانمان را

هرگز...

به امید پایان استعمار زبانی و اقتصادی در ایران!



0 comments