من و فارسی، رنج به زبان مادری بخش دوم

201. مادربزرگم فارسي رو بعد ها از تلويزيون و راديو و مشتقاتش ياد گرفته و در حد شكسته بسته حرف ميزنه و يه اخلاق خيلي شيرين داره، مثلن تو سفرش به مكه يا سوريه هر كجا خارجي ميديد با اونام با همون فارسي شكسته حرف ميزد، چون براي مادربزرگم، فارسي نمود يك زبان بيگانس


202. فارس نبودن برای تورک و عرب و لر و... گران تمام میشود. متاسفانه بعضی ها نمیخواهند رنجی که به واسطه اجباری بودن زبان پارسی به بقیه ملت میشه رو قبول کنن، ولی مایی که در رنجیم با گوشت و پوست و استخونمون درک میکنیم. به واسطه زبان اجباری ما باهم همدردیم


203. تجربه‌ای که فارس‌های متعصب برای بابک نهرین در جوكر ایجاد کردند یکی از تلخترین‌های منوفارسی است این‌ها همان‌هایی هستند که اعتراض به برنامه فیتیله که نژادپرستانه بود را بی جنبگی می‌دانند اما تعرض به آزادی فردی در انتخاب زبان را جایز، ما با همچین جامعه واپسگرایی طرف هستیم


204. بدترین تصور من از ملت فارس این است که لهجه ی کسی را مسخره میکنند درحالیکه داشتن لهجه به معنای یک زبان بیشتر بلد بودن است...البته بلد بودن ما با اجبار همراه بوده


205. برای من استرس سال اول دبستان است، زمانی که به خاطر املا و فارسی ضعیفم هر روز مادرم را در مدرسه می‌دیدم، چه بعدها در المپیاد ادبیات فارسی مقام کسب کنم چه سخنوری به فارسی را به مهارت بیاموزم هرگز بر اضطراب تکلم به فارسی نتوانستم غلبه کنم فارسی رنجی‌ است که در دانشگاه، زمان کنفرانس همکلاسی ترک فراهانی‌ام بر همه‌ی ما تحمیل می‌شد یا شرمی که همکلاسی همدانی‌ام با لهجه‌ی غلیظ ترکی، ترک بودن خودش را نفی می‌کرد فارسی دیو ترسناک کودکی همه‌ی ماست، بختکی که هیچگاه اضطراب و ترسش را فراموش نمی‌کنیم


206. در زمان بازجویی بارها یکی از نیروهای امنیتی که متخصص کامپیوتر و... با ریشخند تهوع آور به من گفت "تورکی دیگه نمیفهمی"و لهجه من را تمسخر میکرد.نگاه از بالا به پایینشان هم که... در شهر تورک زبان به من اجازه صحبت به زبان مادری در طی تماس با خانواده هم ندادند!


207. لهجه‌ای مشخصی نداشتم، بابت لهجه تمسخر نشدم اما یادم است بارها مکانی گفتم کُردم و پش‌بندش یکی پیدا شده که بگوید «کُردها سر می‌برند» در حالیکه نمی‌دانستم منظورش چیست یاد گرفته بودم بگم ما نبودیم بعدها فهمیدم این پروپاگاندای رژیم برای انسانیت‌زدایی و جنایت علیه کُردها بود. 'فتن اینکه «سَر می‌بُرید» به ما آنهم در کودکی و نوجوانی، بار سنگینی بر دوشمان می‌گذاشت خیلی از ما حتی نمی‌دانستیم قضیه چه بوده و چرا چنین انگی بر ما روا داشته شده و چطور باید از خودمان و حیثت‌مان دفاع کنیم.


208. مردم تحت ستم ملی، از دشواری‌ها و دردهایی می‌گویند که فقط به‌خاطر زبانشان به آن‌ها تحمیل شده متداوم باد پیوند و اتحاد ملت‌های تحت ستم


209. سوال من این وسط بی پاسخ مانده چرا رسانه های به اصطلاح اپوزسیون هشتگ منوفارسی رو پوشش نمیدن اما هشتگ هایی همچون بگذارید حرف بزنیم زود سریع انقلابی پوشش داده میشود کو آزادی بیان ؟!


210. پدرم تعریف میکرد ، که رفیقش با دخترش درگیر لفظی داشته، اونم بخاطر اینکه چون دخترش تو خونه با مادرش یا دخترای فامیل فارسی حرف میزد، و اینکه چرا عربی حرف نمی زد؟! بعد یه هفته که پدر و دختر با هم قهر بودن، پدره فهمیده که دخترش بخاطره اینکه تو حرف زدن فارسی لهجه داره و از طرف همکلاسی های فارس اش مسخره شده، سعی داشته که با حرف زدن فارسی همه جا و با همه کس ،فارسیش رو خوب کنه!!! تا از شر و درد مسخره شدن رها شه...


211. کلاس پنجم ابتدایی بودم که از کلاچای اومدیم کرج، با این که تو خونه با ما گیلکی صحبت نمی‌شد اما لهجه‌ش رو داشتم تمام دوران مدرسه رو به خاطر لهجه داشتن مسخره شدم و برای اذیت کردن من جوک رشتی می‌گفتن. منی که بچه بودم هم سعی می‌کردم کم‌تر حرف بزنم تا کسی مسخره‌م نکنه.


212. شاید عجیب باشه اما انقدر از کوردهای کردستان بد گفته بودند که ما با آنکه کورد ایلام بودیم میترسیدیم به حتی سفر به انجا فکر کنیم چند وقت پیش دقیقا توی خانواده‌مان بحث شد که چه شد که چنین اندیشه‌ای به ما تحمیل شد در حالیکه بعدها با ارتباط با مردمش شیفته خوبی‌هایشان شدیم. داستان این که کوردها سر میبرنو هنوزم هستن کسایی ک باور کردن


213. یک بار رفتم مغازه ای سیگار بگیرم، کارت کشیدم،گفت: عه بلدی کارتم بکشی،قبل تر گفت:لهجه شیرینی داری،برخوردها طوریه که گویی ادمی وحشی را از عصر پارینه سنگی می یابند،مدام نوک بزنند،گاهی ادبیات شکنجه اورتر این بود:پوستت هم جنوبیه،و خنده ملیح یک ادم در باغ وحش را یاداوری میکرد. وحشتناک ترین برخوردها پس از مصاحبه های کاری بود: کاش از کودکی به شما فارسی یاد می دادند. در جمع ها و مهمانی ها هم چون بیشتر به لهجه ام توجه میکردند،گاهی بسیاری از حرفهایم را نمیگفتم.


214. تازه اومده بودم تهران، داشتم با یکی از دوستای جدیدم که تاتری هم بود توی خیابون انقلاب قدم میزدم من یکم لهجه لری داشتم، ادامو دراورد و خندید بعد گفت یه بازیگر لهجه نداره.


215. فیلم قولچاق به خاطر اینکه به زبان تورکی ساخته شده است از جشنواره فیلم فجر حذف می‌شود. -مجوز انجمن ادبی البرز به خاطر آواز تورکی یک بانو، لغو می‌شود. -شخصی فقط به‌خاطر توزیع کتاب مجوزدار تورکی در روستاها ۱۵ سال حبس می‌شود. -و هزاران ظلم دیگر فقط به دلیل تورک بودن


216. هشتگ منوفارسی رو دنبال کنید. هر اقلیت زبانی که از حقوقش محروم شده و کرامت انسانیش پایمال شده و خاطره آنرا تعریف کرده، حداقل یک گوساله شیعی-عاریایی زیرش منشن گذاشته که خدایی بد هم نگفته، مگه غیر از اینه؟ یعنی بر این مملکت و بر قبر پدرش باید رید


217. بعد از اشغال جمهوری گیلان تمامی اسامی شهرهای کاسپین در گیلان و مازندران فعلی را از زبان گیلکی به فارسی تغییر دادند . تمامی ثروت ها و دارایی های گیلان و مازندران به سوی اصفهان و تهران سرازیر شد . من عیرانی نیستم .


218. منوفارسی یعنی پروپاگاندای روزانه وابسته به قدرت ، برای جا انداختن تصویری مبتذل ، زیر دست ، عقب افتاده ، در یک کلام ساختن ساحتی نکبتبار از گیلک در اذهان مردم و ایجاد حس تنفر و دلزدگی و در نهایت تبدیل گیلکان پیشرو به خودباخته، که دیگر خطری برای منافع‌ نامشروع اصحاب زور نباشند


219. اهالی گیلان و مازندران در این صد سال شوم فقط خرد شدند . زبانشان از دیدگاه ایران شد لهجه و گویشی از فارسی . فرهنگشان شد خرده فرهنگ . حتی خوراکشان شد خوراک ایرانی !!!!


220. بخشی از دوران کودکی رو به واسطه‌ی شغل پدر به تهران مهاجرت کردیم. همون سالها پدر تصادف بدی داشت و دوسالی بستری و زمین‌گیر بود و مادر شد خرج‌کش ما. تنگنای مالی و دویدن‌های بی ثمر و قرض و قوله‌های اون سالها به کنار، چیزی که اون سالها رو از یاد نرفتنی کرد رنج مادر بود. بغض فروخورده و اشک‌های یواشکی که متوجهش میشدیم. منو خواهر طفل بودیم و به اندازه‌ای سن داشتیم که متوجه تغییر رفتارها تو محل و کوچه و مدرسه بشیم. آزارها و متلک و هرزگی مردان و دهن گشاد زنان محله فشاری بود که مادر تحمل میکرد. انگار فانتزی ایرانی درباره‌ی زن خراب رشتی کافی بود که زندگی یه زن تنها با لهجه‌ی پنهان نشدنی گیلکی تو شهر غریب تبدیل به کابوس شه.‌ من هم بی نسیب نبودم. بعد از این کوچکترین درگیری و دعوای کودکانه می‌رسید به ناسزا به مادر و شوخی های جنسی درباره‌ی دولا شدن زنان گیلان جلوی مردان غریبه و عروسی‌های لختی گیلانی‌ها و خنده‌های منزجر کننده‌. فراز و فرود‌های بیشتر از این هم تجربه کردیم پس از این ولی مادر فقط خاطرات اون سالها رو با اشک تعریف میکنه زندگی ما در تهران تماما تقلایی بود برای پنهان کردن هر آنچه که رنگ و بوی گیلان رو داشت، تلاشی بود برای بُر خوردن بین جمعیت ولی تهران هرگز برای ما خونه نشد.


221. عمدتا غیرفارس‌زبانان با هشتگ منوفارسی در حال بیان تجربه آموزش اجباری فارسی و تحمیل این زبان در مراکز آموزشی و رسانه‌ای هستند. همینکه فارس‌زبانان اجباری به آموزش زبان دوم ندارند یعنی نسبت به بقیه دارای «امتیاز» هستند.


222. چطور میشود زبان گیلکی که يک زبان مستقل از فارسی است را گویش تلقی کرد


223. دیروز یه زن ایرانی فعال چپ در آلمان داشت راجع رفتار ناجور صاحب رستوران حرف می‌زد و در توضیحاتش رو به من گفت: زنه تیپیکال رشتی شهرستانی بود این زن روز بعد از من عذرخواهی کرد و گفت جون رشتی‌ها خیلی رک و حاضر جوابند ولی چه کنیم با ته‌مانده‌های ذهن‌های زنگ‌زده ی نژادپرست


224. هجده سال پیش تهران دانشجو بودم در کنار دانشجویی کار هم می‌کردم. در حین کار با یکی از عرب‌ها برخورد کردم خوشحال شدم و سریع به عربی باهاش خوش و بش کردم. اما جوابم را فارسی می‌داد و سعی داشت عرب بودنش را پنهان کند. عرب ستیزی حتی در بین قشر دانشجو و استاد هم به وفور وجود داشت


225. من سال‌ها با خودم کلنجار رفتم تا نخندم وقتی زبان گیلکی می‌شنوم. چرا؟ چون این زبان وقتی صحبت می‌شد که هدف تمسخر گیلک‌ بود و انگار قرارداد بود که برای خندیدن از این زبان استفاده شود. تا سال‌ها این زبان برایم زبان سیاست، ادبیات و بحث نبود و برای جدی بودن فارسی لازم بود


226. در کنفرانسی در برلین پوستر برای کار تحقیقاتی ام بودم که خانم فارس زبانی آمد و اسمم را روی کارت ام دید و پرسید ایرانی هستی؟گفتم بله… تا لهجه ترکی ام را شنید،بطور تحقیرآمیزی نیش اش را باز کرد گفت:هی هی هی ترکی!؟ از آن به بعد هر کس پرسیده گفتم آذربایجانی هستم نه ایرانی


227. تجربه ما مردم گیلان و مازندران از زندگی با ايران تصویری است که فارس ها برخلاف تاريخ پرشکوه و مستقل ما برای شکستن تفکر رهایی بخش ناسیونالیسم کاسپینی از ما ساختند نمونه اش فیلم های میری و وارش و پایتخت که انسان کاسپينی در آن یک فرد نادان و بی غیرت تعریف میشود


228. سال‌ها با عبارت‌هایی شبیه به این که «چه خوب لهجه نداری» تشویق شدم و یادم رفت که دارم از اون زبان بریده میشم. پدر و مادر توی خونه با ما فارسی حرف می‌زدن و خودشون گیلکی. نتیجه این‌که گیلکی می‌فهمم ولی نمی‌تونم راحت جمله‌بندی کنم و حرف بزنم!


229. سهم ملت کاسپین پتشخوارگر از صد سال گذشته تاکنون توهین ناموسی، تحقیر، ناسزا، از جانب عیرانیان شیعی عاریایی بوده، ولی سهم ملت ما از ثروت درون این جغرافیا هیچ بود!


230. شخصی نوشته بود: روز اولی که وارد مدرسه شدم،معلم تصویر یک گربه را به ما کلاس اولی‌ها نشان داد و گفت این چیه؟ ما هم همه با هم و یک صدا گفتیم پشیله (گربه به کوردی)! معلم گفت نه این گربه است شما از این به بعد زبان فارسی را یاد می‌گیرید اون لحظه به بعد من و هم نسل‌های من دو زبانه شدیم. از اون لحظه به بعد من باید برای هر شی، جاندار و ... دو کلمه یاد می‌گرفتم که در بسیاری از موارد خیلی با هم تفاوت داشتند آموزش به زبانی ناآشنا برای کودکان سبب شده که هزاران کودک در مناطق ترک،کرد و.. ترک تحصیل کنند یا دچار افت تحصیلی شوند.


231. دو هفته بعد از شروع ترم اول دانشگاه با همکلاسی‌ها کم کم داشتیم صمیمی می‌شدیم جوک هم تعریف میکردیم. یه اصفهانی بود همه جوکهاش یا از ترکها بود یا از لرها منم اوایلش ناراحت میشدم ولی به روم نمی‌آوردم، ترم دوم بهش گفتم بسه شورشو درآوردی، گفت جنبه داشته باش، دو سه تا از همکلاسی‌ها.که تورک بودن گفتن ماهم تورکیم بابا جنبه داشته باش چند روز گذشت دوباره دور هم بودیم باز جوک تعریف میکردن و می‌خندیدن گفتم منم یه جوک بگم یه جوک بی مزه از خودم ساختم که اگر استخوان در ستاره ثریا هم باشد پارسهای سگ به دنبال آن استخوان به ستاره ثریا خواهند رفت این همکلاسی اصفهانی ما مثل برق گرفته ها در جا خشک شد، سرخ شده بود با اون دوسه نفر تورک آسیمیله باهام دعوا کردن که چرا توهین کردی چرا به هویتت ،کشورت توهین میکنی گفتم شما که دم از جنبه داشتن میزدین پس چی شد. خیلی حال کردم که حال منو درک کردن و دیگه جوکهای ترکی جمع شد


232. وقتی یک ایرانی در روبه روی شاهین نجفی به او می‌گوید که آیا حقیقت دارد که شما بی غیرت هستید، می‌توان این نتیجه را گرفت که هیچکسی نیست که از این توهین ها و ناسزاهای شوونیستی فارسی بی خبر باشد، مماشات با عیرانی خیانت به خودمان است. تنها به استقلال از ایران راضی می‌شویم.


233. روسها بيش از يك قرن با تمام توان سعي كردند زبان مردمان غير روس را تغير دهند!نتيجه چه شد؟جمهوري هاي استقلال يافته در كمتر از يك دهه زبانهاي خود را احياء نمودن تلاش براي زبان بري در مناطق مختلفي از اين جهان اتفاق افتادن اما همگي شكست خوردند فارسي از اين قاعده مستثني نيست


234. منوفارسی فقط براى يادآورى است اما حجم فاشيسم پان فارسيسم ضد بقيه ملل را منعكس نميكند.من و همه خانواده ام(پدر و مادروخواهر و برادر وووو) قربانى فاشيسم بوديم.خصوصا از مهاجرين بى فرهنگ متوحش كه ذره اى به اسم انسانيت نميفهمند،هم در مدرسه و هم در ادره جات دولتى و حتى بيمارستان ها.


235. امروزه نخبگان گیلک و گلک راهشان را از اپوزيسیون فارس و تمامیت خواهان جدا کرده اند. سرنوشت سياسی گیلان و مازندران از تهران جداست .


236. من نمیتونم مواردی رو که برام پیش آمده برای منوفارسی بنویسم چون مورد نیست از روزی که پامو گذاشتم مدرسه من با دنیای علم نه بلکه فاشیزم فارسی آشنا شدم چون من باید آسمیله میشدم اما به کوری چشم همشون نه تنها آسمیله نشدم بلکه خیلی هم آگاهم.


237. اگر نوشته‌های مردمان ایران را، ذیل هشتگ منوفارسی می‌خوانید و همچنان آن رگ قوم‌گرائی پارسی و نژادپرستی آریائی‌تان متورم است، فاشیسم تا مغز استخوان‌تان نفوذ کرده‌است. اما اگر حتی اندکی افسوس خورده و آزرده می‌گردید، آن حس انسانی را در خود تقویت کنید، که تنها راه خوشبختی همه ماست.


238. آنجا در اجتماع اصحاب رسانه و مثلا فرهیخته که هادی حجازی فر می‌گوید (من بعنوان یک تورک با شما صحبت میکنم) و خنده بیشرمانه حضار . منهم مثل اکثر غیر فارس زبانها رفتارهای اینچنینی را به کرات تجربه کرده‌ام


239. درکودکی پدر یکی از همکلاسیهای فارسم هروقت کاراشتباهی میکردم میگفت: تورک بازی در نیار! یا میگفت اینجاشو تورکی رفتیا! بعد که قیافم میرفت تو هم میگفت شمارو نمیگم شما تورک پیشرفته اید با فارسا قاطی شدید. یه شعریم همیشه میخوند: تورک اگر لقمان شود بازهم کلاس اول است.


240. اولین درس ما، اول دبستان، در کتاب فارسی ھمان داستان مشھور سگ و گربە بود. یک درس تصویری کە با زبان مادری راحت میتونستیم داستان گربە فراری و سگ تعقیب کنندە را شرح دھیم اما چون فارسی بلد نبودیم کتک خوردیم.


241. این هشتگ به خوبی دشمنان ما رو نشون داد رسانه ها و فعالینی که این هشتگ رو بایکوت کردن دشمن ما هستن اما ما ساکت نمی شویم و مبارزه رو ادامه میدهیم پس تا میتوانید در پخش کامنت های رسانه های ایران اینترنشنال، منوتو،صدای آمریکا و... این هشتگ رو بزنید


242. توی خوابگاه دانشگاه یه همکلاسی داشتیم که در کمال وقاحت پیش من جوکهای ترکی میگفت و بقیه میخندیدن. بقیه هم البته کرد بودن اصالتا مثل خودش و تهران بزرگ شده بود. وقتی ناراحتی منو دید عوض اینکه دیگه نگه با بیشعوری تمام جوکها رو میگفت و اولش فقط میگفت، تورک نبوده ها طرف بگم.


243. منوفارسی نزد من یک حکایت دیگر ھم دارد. من کورد، باید زبان انگلیسی را از یک معلم تورک بە کمک زبان فارسی یاد میگرفتم. این حقیقت تلخ بنیان نظام آموزشی غلط در ایران است.


244. منوفارسی فقط اونجاش که کل دوران بچگیم بدترین نمراتم مال املا و ادبیات فارسی بود همش درگیر این بودم که این فارس ها چرا ۴ تا ز دارن و دو جور ا دارن و موسا رو موسی می‌نویسن همین الانشم توی دانشگاه تا مجبورم نکنن منابع انگلیسی رو ول نمی‌کنم برم فارسی بخونم چون نمی‌فهمم


245. با تلاششون برای گیلکی صحبت نکردنم، شدم مصداق از اینجا مونده از اونجا رونده. نه میتونم درست حسابی فارسی حرف بزنم نه گیلکی


246. زمانی که نوجوان بودم برای کار به تهران می رفتم تابستان ها. صاحب کار فارس همواره ما تورک ها و لرها را با الفاظ رکیکی تحقیر می کرد. مانند ترکه احمقه. این تحقیرها روحیه استقلال طلبی را در من تقویت کرد و دیدم زندگی با این عقب مانده ها تحت لوای یک کشور غیرممکن است.


247. ایران مدعی می شود ملت بلوچ اصیل ترین ایرانی ها هستند و زبان بلوچی زبان باستانی ایرانی هاست اما آموزش زبان بلوچی را ممنوع کرده اند، اگر زبان بلوچی ایرانی بود طبیعتا ایرانی ها در پی نابودی آن نبودند.


248. جنبش احیای گیلکی و مبارزه گویشوران این زبان علیه همسان‌سازی ازواضح‌ترین نشانه‌های شکست ناسیونالیسم ایرانیست. بعدازیک قرن آسمیلاسیون، نسل جدید گیلکی را از حلق فارسی بیرون کشیده. این برای گیلکی آغازی دگر است اماپایان قطعی نگرشیست که گیلکی‌ را استحاله‌شده درفارسی‌‌ می‌خواست.


249. فارسی رو بعد از مهاجرت، تو شهریار یاد گرفته بود. با لهجه غلیظی که به قندان «قادّان» و «آن‌وقت» «اونواخت» می‌گفت. پنج‌شنبه به پنج‌شنبه، حلوا می‌پخت و می‌داد دستم که: «اینو ببر داغان کن» یکی از بهترین لحظه‌ها،وقتی بود که هردوتا عزیز، می‌شستن کنار هم به حرف. اونی که مازندرانی بود، ترکی دست‌وپا شکسته احوالپرسی می‌کرد و اونی که ترک بود، مازندرانی دست و پا شکسته جواب می‌داد. از یه طرف «خا» گفتنای شیطون، از یه طرف «هان» گفتنای بعد هر سوالی و قبل جواب دادن. کنایه نبود، محبت بود و صمیمیت. خونه ما بود، خودمون بودیم، هر کی که بودیم. توی مدرسه و محله اما، فرق داشت. از یه طرف «کله‌ماهی‌خور» سوژه تحقیر و خنده هم‌کلاسیا و از طرف دیگه «رگ ترکی‌ش گرفته، نمی‌فهمه» معلما. خیلی که دیگه احساس بانمکی دست میداد بهشون، تو حیاط مدرسه دم می‌گرفتن «خرماهی» و من که هی آب می‌زدم به صورتم تند تند که تمام مقتعه‌م خیس بشه که بتونم در بیارمش سر کلاس به بهانه خیسی تا حس کنم با بقیه کلاس فرق می‌کنم، اشتباهی اینجا هستم، این اصلا من نیستم و مهم نیست اینا چی می‌گن. و گاهی حتی تو زمستون، با همون مقنعه خیس می‌شستم سر کلاس، که یخ کنم، بلرزم، دلم برای خودم بسوزه و غرق شم تو رویاهای تلخم و بین سردرگمی جنسیت و گرایش جنسی و فشار باینری بودن، از دو اتنیک مادری و پدری دور افتاده از مرکز، معلم و ناظم و مدیر، تلاش می‌کردن با احضار هر روزه مادرم که پابه‌پای پدر تا دیروقت سر کار می‌رفت، ریشه «یاغی‌گری»ها و «بی‌نظمی»هامو، به «مادر نمونه» نبودنش وصل کنن.


250. سال ۸۶ بعد از قبولی در دانشگاه شهرکرد بخاطر تورک بودن و داشتن لهجه در گویش فارسی از طرف هموطنان (به اصطلاح هموطن) نژاد پرست فارس زبان مورد تمسخر قرار میگرفتم . پ.ن: بنده تا ۱۹ سالگیم فارسی حرف نزده بودم فقط نوشته بودم!


251. چون مادرم فارس بود تا هفت سالگی فارسی صحبت میکردم. دوران ابتدایی و راهنمایی روخوانی دروس با من بود‌. چون بدون تپق فارسی میخوندم باعث شده بود فکر کنم یک سر و گردن از بقیه دوستام بالا ترم. ولی اگه قضیه برعکس بود چی اگه فارسی بلد نبودم و توی شهری با زبان فارسی بودم چی؟


252. یکی از جوکهای مسخره ای که مرتب در دوره دبستان و راهنمایی در اهواز از هم کلاسی های فارس و لر میشنیدم و نمیفهمیدم این جمله بود که طرف به خیال خودش با لهجه عربی تکرار می کرد: «یه عربه رفت سر ایستگاه دستگاه نیومد.» فقط سفاهت این مردم که حتی من بچه هم حسش میکردم.


253. سمت چپ، توران وکیل زاده به دلیل آموزش زبان مادری (فارسی) و کمک به کودکان در مناطق روستایی از سوی کانادا جایزه دریافت کرد. سمت راست، زهرا محمدی به دلیل آموزش زبان مادری خود (کردی) و کمک به کودکان در مناطق روستایی توسط ایران به 5 سال زندان محکوم شد.


254. کلاس اول بودم. مدرسه گلستان، معلممون سر کلاس کلی از «نازنین کریمی» تعریف کرد. من هم دوست داشتم با این دختر خوب دوست بشم. رفتم بهش گفتم زنگ تفریح با من بازی می کنی؟ گفت: مامانم گفته با عربا دوست نشم. فقط ۶ سالم بود. نمیدونستم عرب و فارس چیه، ولی نازنین انگار میدونست.


255. مدیر مدرسه سر صف به بچه های عرب سرکوفت میزد که شما عربا درس بخونید نخونید زود شوهرتون میدن یه کم درس بخونید لا اقل فردا بلد باشید بچه تون رو مدرسه اسم بنویسید!… بیشتر دخترها اما حتی بلد نبودند فارسی حرف بزنند.


256. شاگرد اول، مبصر و انتظامات مدرسه در راهنمایی بودم. وقتی که قرار بود مدرسه برای تعطیلات عید نوروز تعطیل شود دوستم عسگر که فارسی درست نمی دانست به من سپرد که به معلم بگویم که دیگر مدرسه نخواهد آمد. واقعا شوکه شده بودم چراکه با این همه صمت نمی توانستم برای او کاری کنم.


257. من لکنت زبان داشتم و دارم، این لکنت وقتایی تو مدرسه مجبور بودم فارسی حرف بزنم چندین برابر میشد، هم باید تمرکزم رو گیر کردن زبانم میبود هم انتخاب کلمات و جمله‌بندی فارسی، بزرگترین ترسهام وقتی بود معلم میگفت همه به نوبت یه صفحه از رو کتاب با صدای بلند بخونن


258. کلاس پنجم، دبستان فردوس، دوست صمیمی ام، نیلوفر یعقوبی، سر کلاس به قصد شوخی شونه ام رو گاز گرفت ولی دردم گرفت و جیغ زدم، خانم هاشمپور کبودی شونه ام رو که دید رو به نیلوفر گفت: یعقوبی چی کار کردی! اینا عربن، فردا باباش با کل طایفه میریزن خونتون از بابات دیه میخوان! بعد هم رو به من کرد و پرسید مگه نه؟ ولی خدایان شاهدند که من نمیدونستم دیه چیه، اینا عربن یعنی چه، نیلوفر فرقش با من چیه


259. یه مدت پیش از بین یه جمع دوستانه تاجیک زبان میخواستم جدا شم گفتم، من از هم حاضرین خداحافظی می کنم، میخواستن بکشنم که چرا نگفتم بوده گان/ باشندگان بخدا اونی که به ما تحمیل شد دیگه تا اینقدر هم چرت نبود که ایرانشهریگری گندش رو درآورده


260. دوم راهنمایی را در کرج گذراندم. مسابقات فوتبالی در مدرسه برگزار شد.در بازی با تیم کلاس سوم راهنمایی گل زدم.با خوشحالی دور حیاط مدرسه دویدم.دیگر دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی ب تحقیر شعار «رفیعی ترک»«رفیعی ترک» سر دادند. احتمالا حداقل نیمی از آنها تورک زاده بودند.


261. متاسفانه لهجه در ایران مایه ی تمسخر است تا اینکه نشان دهنده ی عمق فرهگی و بیشنه ی تاریخی یک ملت باشد. هیچ لهجه ای بر دیگری برتری ندارد و احساس برتری لهجه نشانگر توهم و نادانی می باشد.


262. یعنی کلاس اول لای انگشتانم قلم معلم التماس های کودکیم از درد و نداشتن زبان مشترک برای شکایت منوفارسی رابطه تلخ است. مقاومت در یاد نگرفتن تنفر از زبان نیست، مقاومت در برابر سیستمی است میخواهد هویت و جودم و دردهایم را به رسمیت نشناسد


263. روز اول مدرسه ناظم مدرسه اومد تو کلاس یه شلنگ قرمز تو دستش بود که باهاش بچه ها رو میزد در حالی که شلنگش رو تو هوا تاب میداد چشم غره ای به ما رفت و گفتش که از این به بعد کوردی ممنوعه هرکسی که فارسی حرف نزنه سر و کارش با منه و این شلنگ. گذر خیلی ها هم به آقای ناظم و شلنگش افتاد. حتی یادم میاد یه بار که داشت یکی از بچه ها رو میزد و دانش آموز بیچاره هم زیر دستش به کوردی عجز و لابه خواهش می‌کرد اونو نزنه و می‌گفت "تن خودا، تن خودا، نەێە لێم، وە خودا ژان کەێ" ناظم هم گیر داده بود که هرچی بیشتر کوردی بگی بیشتر میزنمت. و مدام دانش آموز بیچاره رو میزد.


264. بارها جمله "با زبان آدم حرف بزن" ، رو شنیدم اونم از معلمی که همشهری خودم بود جالب اینکه خارج از مدرسه هیچ اصراری نبود ولی توی مدرسه که میرفتیم حتی توی حیاط و زنگ تفریح هم مجبور بودیم فارسی حرف بزنیم باهاشون


265. پسرعمه من هم دختر عمه من هم فقط آنها چون فقیر بودند کتابهایشان مال خودشان نبود و به نسل بعدی کودکان عرب بی پناه و بی زبان منتقل میشد. عین بخت آزمایی. این که نکرفت شاید اون یکی بگیره…تا ببینند کدامشان بالاخره کتاب سال بعد را لازم می شد.


266. در آمریکا مهمان آشنایان بسیار متشخص فارس بودم که ۲۰+سال ساکن بودند. برای مهمان نوازی ماهی‌صفت گذاشتند تا جوک ترکی بگوید. تازه انتظار داشتن بخندم! من به جهنم، دختر و پسر نوجوانشان جوکهای سکشوال ۲۵+ و کثیف آن پفیوز را گوش میکردند و راحت نبودند. مهمانی را ترک کردم


267. برخی از کاربرانی که زبان مادری آن‌ها غیرفارسی است، با هشتگ منوفارسی در حال نوشتن تجربیات تلخ خود از تبعیض زبانی در ایران هستند. تنها راه رفع تبعیض زبانی در کشوری چند زبانه مثل ایران، چندزبانه کردن نظام آموزشی و اداری است. این طبعا نافی ضرورت داشتن یک یا چند زبان میانجی نیست.


268. فکر کنم اول راهنمایی بود که بخاطر اسباب‌کشی چند روز اول مهر مدرسه نرفتم. بعد اینکه سر کلاس رفتم معلم دلیل غیبتم رو پرسید و نتونستم به فارسی توضیح بدم. آخرش گفتم از خانه‌مان کوچ کردیم. زد زیر خنده و تا آخر آن سال هروقت منو میدید میگفت دیگه کوچ نکردید؟


269. نمیخوام از تبعیض ها بگم ،فقط در این حد بگم که ترومایی که سال های اول مدرسه به واسطه معلم دوران ابتدایی به آن گرفتار شدم هنوز بعد از بیست و اندی سال رهایم نکرده ،بعد آن روز شوم من دیگر خودم نشدم


270. هم‌وطنان ترک، کرد، لر، عرب، بلوچ، گلیک، ترکمن، کاسپین، ... لطفا هشتگ منوفارسی را درباره «رنج‌های زبان مادری»، خاطرات و یا نکاتی که طرح آن را لازم می‌دانید، دریابید.


271. همکلاسی فارسم تازه از تهران منتقل شده بود. با بقیه نشست به جوک گفتن. همه جوکهاش با «یه تورکه» و گاهی «یه رشتیه» شروع میشد. و من خیلی تعجب کردم. چون جوکهایی که من در تمام زندگیم شنیده بودم معمولا با «یه عربه» شروع میشد. تحقیر دیگر ملل یکی از ارکان اصلی پروژه دولت-ملت فارس بوده است. رویکرد یکی است ولی به تناسب شرایط اقلیم تحت اشغال عملکرد کمی متفاوت میشود. در تهران رشتی و تورک باید تا میشد به حاشیه بروند، در احواز عرب. در کل هدف استیلای فرهنگ‌و زبان فارسی به عنوان معیار و حذف بقیه است.


272. البته ما فارسی‌زبان‌ها هم ریاضی و عربی را با دردِ مداد لای انگشت یاد گرفتیم. ولی رنجِ کودکانی که از موضوعِ زبان آسیب می‌بینند را‌ باید پایان داد: ۱- آموزش به زبانِ مادری ۲- آموزشِ زبان‌ و گویش‌های گوناگونِ ایران به همه‌ی بچه‌ها برای افزایش همبستگی و درکِ متقابل


273. من نتونستم ترکی یاد بگیرم. هر وقت میرفتیم تبریز احساس فاصله خیلی شدیدی میکردم با اقوام، حس دیگری بودن در جمعشون، از یه طرفم توی تهران توی مدرسه لهجه‌مو مسخره میکردن. درسته مامانم ترکی باهامون حرف نزد اما فارسی رو با اهنگ و لهجه تبریزی حرف میزد و اونو بهم منتقل کرده بود.


274. تو این سالها کمی کردی یادگرفتم با‌این‌حال الان عملا زبان مادری ندارم گاهی دربیان حسم دچار مشکل میشم میدونم یه کلمه‌ای هست که نیازش دارم ولی یادم نمیاد حس خفقان بهم دست میده و اذیت میشم اگه مادرم باشه و منظورمو بفهمه جمله‌ای که لازم دارمو میگه این کارش بهم حس آسودگی میده


275. سال اول که دانشگاه قبول شده بودم در دانشگاه اتفاقی افتاد که دیگر کسی جرات نداشت لهجه کسی را مسخره کند اما بیرون دانشگاه اگر کار داشتم ادرس را روی تکه کاغذی مینوشتم و اگر میخواستم از کسی سوال بپرسم کاغذ را نشان میدادم چون لهجه غلیظ داشته و دارم


276. توییت های #منوفارسی، هر غیرفارس را یاد زخم زبان فارس زبانان می‌اندازد که بدتر از زخم شمشیر است. در بیمارستان مدرس تهران، همراه بیمار تورک به پرستاری بجای شما از واژه تو استفاده کرد. این تو گفتن ایشان نه سهوی بود و نه عمدی، اشرافی به زبان نداشت. اما امنیت روانی خود و مریضش سلب شد!


277. نود درصد تحقیر و سرکوب هویتی جهت اسیمیله شدن، هویت گریزی و نسلکشی فرهنگی برای اتنیک های #لور#گیلک و #تورک است.


278. تحمیل تاجیکی (فارسی) در جغرافیای مختلف الملل ایران پیش از همه ایجاد محرومیت برای خود تاجیکهاست. همانطور که با تحمیل تورکان زیادی برای تاجیکی خالق هنری، ادبی و ... شدند.این میتوانست بدون تحمیل و دوطرفه باشد.آقای مباشری از تاجیک های شیراز که آزادانه تورکی می خواند. آقای مباشری و فرزندش ( کسی که کنار بخاری نشسته است) از محبوب ها در بین قاشقایی هاست، چون خانواده آنها همیشه به بخش عشایری قاشقایی رفته اند. و آنها دور از دنیای آسیمله سازان، تورکی را هم یاد گرفته اند. فکرش را بکنید هردو زبان حق مساوی در برابر قانون و اجتماع داشت.


279. به واسطه زندگی در یک منطقه محروم و حاشیه‌نشین آدمای زیادی رو دور و برم دیدم که فارسی رو به سختی میفهمیدن یا حرف میزدن و به این فکر میکردم که اینا چطور از بخش عمده‌ای از خدمات استفاده کردن چطور درس خوندن چطور مدرسه رو گذروندن جوابش اینه که هیچ کدوم از این کارها رو نکردن


280. در دوران کوردکی، زبان فارسی برای ما معیاری برای سنجش میزان تعلق فرد بە نهادهای رسمی و حاکمیت بود. پدر و مادر، دوستان، کشتەشدەگان، فرودستان همە بە زبان مادری ما حرف می‌زدند. پاسدارها، معلم‌های پرورشی، روسای ادارت، مخبرها، ریشوها و آخوندها همە بە زبان رسمی جمهوری اسلامی!




281. یکی از بدترین مواجهه ها:چون ۹۹.۹۹درصدشون فقط زبان فارسی بلدن و غیر اون نخوندن و نشنیدن،در برخورد با تولیدات فرهنگی،هنری،ادبی غیر فارسی که تازه فارس زبانان ازش الهام و استفاده کرده اند،دیگری را به تقلید و کپی برداری متهم و فکر میکنند تازه دیگران باید سپاس گزارشان باشند! و تازه به تو مثل کپی ای ناقص و ناقواره از زبان و ...خودشان نگاه میکنند..که باید نقصت را جبران کنی و بیشتر شبیه آنها شوی.


282. اینکه من پس از اطلاع به اینکه چه بر سر زبان مادری مان آورده اند؛ در کشمکش برای صحبت به زبان مادری در خانه هستم؛ ولیکن اهالی خانه بدلیل شدت #آسیمیلاسیون حاضر به استفاده از لغات زبان مادری نیستند و من موردعتاب و سرزنش روزانه باشم


283. سال ۱۳۷۱ در کرمان دانشجو بودم ، یه بار تو کلاس استاد کرمانی مون بدترین توهینهارو نثار تورکها کرد وقتی فهمید تو کلاس #تورک هم هست گفت البته اینهایی که تو ایران و آذربایحانن نه اونها #آذری هستن #ترک نیستن


284. ترم اول دانشگاه بودم یکی از اساتید فارس دانشگاه تهران برای تحقیر یکی از دانشجویان به او گفت لور نفهم! از استرس و عصبانیت سرخ شدم به او گفتم تو تاجیکی ما لور مسلما هم دیگه رو نمیفهمیم لعنت بر رضا پالانی که ما مستعمره شما دری وری زبانان هستیم عصبانی شد و به من حمله کرد من از خودم دفاع کردم و در این دعوا انگشت استاد فارس شکست پس از داستان های حراست و تحقیر شدن در انجا هم، کار به شکایت و دادگاه کشید، قاضی فارس هم با توهین به ملت لور علیه من حکم صادر کرد ان استاد فارس دانشگاه تهران گفت من از لورها متنفرم و تا قرون اخر دیه ازت میگیرم


285. وقتي در تبريز به مدرسه ابتدايي رفتم هيچي فارسي بلد نبودم! در رياضي و علوم خوب بودم ولي در املا، انشا، فارسي نه! كلاس چهارم كه انشا داشتيم من را مردود كردند. من با اينكه الان دكتري دارم و در آمريكا استاد دانشگاه هستم، اثرات منفي اون دوران تحصيلي را با خود حمل ميكنم.


286. یکی از آشناهای ما روز اول مدرسه دیده بود هیچی نمی‌فهمه از درسها چون فارسی بود همون روز کتاباشو داده بود لبو فروش جلوی مدرسه و‌ یک پورس لبوی شیرین نوش جان کرده و ترک تحصیل کرده بود تنها خاطره از دوران تحصیله شه


287. هشتگ #منوفارسی را دنبال می‌کنم تا از تبعیض‌هایی که دیگران تجربه کردند آگاه بشم. البته منِ خراسانی که فارسی‌زبان هستم هرگز خودم را «فارس» قلمداد نکردم. ولی انگار غیرِفارسی‌زبان‌ها یک دردِ مشترک دارند که ما را به عنوانِ «فارس» در برابر آنها گذاشته. امیدوارم با آگاهی دردها مرهم شود


288. رفتار طبیعی #استعمارگر و #اشغالگر و عوامل آن‌ها غیر از این نمی‌تواند باشد! سؤال مهم این است که چرا باید از استعمارگر و اشغالگر انتظار رفتار انسانی داشت؟ به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده که به‌جای این حرف‌ها به دنبال حقوق اولیه انسانی مثل حق تعیین سرنوشت رفت!


289. وقتی پس از ۶ سال زندگی در تهران ۹۱۴ ام را کنار گذاشتم، موقع شماره دادن به کسی دیگه دچار استرس و حس قضاوت شدن و تحقیر نمیشدم.


290. نگاه نکنید به اینکه فارس‌ها به قند گفتن تورکها میخندند ، خودشون به «گامیش گؤلی» میگن قامیش قلی ، و به « ائل گؤلی » میگن اِل قلی .


291. تا زمان پهلوی کمترکسی از توده مردم فارسی میدانست. محبوبیت وگستردگی زبان تورکی وعربی درقلمرو جهان اسلام وکشورهای مذکور بسیاربیشتر از #فارسی بوده است اما آنچه که درذهن آریایی های #ایرانشهری حک شده وآنرا هرروزبه دروغ تبلیغ میکنند «محبوبیت»این زبان #حکومتی_تحمیلی است.


292. بعد از‌ مهاجرت آموختم که در ایران هرگز از امتیازاتم آگاه نبودم تا در کانادا به عنوان مهاجر آنها را از‌ دست دادم.دو پیام دارم ۱-به کسی که میگه درد داره فقط گوش کنیم و مرهم باشیم، نه انکار. ۲-تبعیض‌گر فقط زشت و شیطانی نیست.گاهی مثل‌من کور و ناآگاه است. با هم مهربان باشیم.


293. یادمه کلاس اول ابتدایی معلمی شمالی برامون به روستا فرستاده شده بود، ما بچه ها تو تلفظ کلماتی که با«ر»شروع میشد مشکل داشتیم مثلاً رضا رو ایرضا تلفظ میکردیم و معلم مارو کتک می‌زد، اون نمیدونست یا نمیخواست بدونه که تو ترکی کلمه ای با«ر»شروع نمیشه


294. تا الان رسانه‌های فارسی هیچ کدام #منوفارسی را پوشش نداده‌اند. احتمالا اگر مجبور شوند چند خطی خواهند نوشت. مصاحبه هم بگیرند کسی را خواهند برد نه سر پیاز است و نه ته.دقیقا نوع پوشش این هشتگ هم قدرت گروهها را نشان خواهد داد. مثل همیشه امیدی به دیدن شدن تجربیات تورک نداشته باشید.


295. تهران‌یک‌کلاس بین‌المللی بودم مدرس‌کانادایی گفت میخوام رقص فولکلور شما رو ببینم مسئولا اومدن که #آذربایجان بلند شو‌ماچیزی‌جز بابا کرم نداریم،تو رقصتونو به نام ایران اجرا کن وقتی رقصیدم مدرس خارجی‌گفت‌تورکی؟ ولی‌فارساگفتن این‌رقص‌تقلیداز مایکل‌جکسونه‌و‌آزربایجانی نیست


296. تو خدمت منحوس سربازی در تهران بودم (راهنمایی و رانندگی) تصادف کردم و پام از سه نقطه شکست، به دادگاه احضار شدم قاضی بامن صحبت کرد، وقتی دید من لهجه دارم گفت اهل کجایی گفتم آذربایجان برگشت بهم گفت گم شو برو بیرون ترک گدا گشنه. گچ پام رو اونجا شکستم برگشتم اومدم.


297. من یک گیلکم ک تهران به دنیا اومدم و فارسی رو با لهجه تهرانی صحبت میکنم؛ اما هر سال اول مهر وقتی معلما میگفتن بلند شید و خودتون رو معرفی کنید و میگفتم اهل گیلانم، تا آخر سال همکلاسیا و حتی بعضی معلما، با زدن برچسب هایی چون «بی غیرت، بی پدر، کله ماهی خور» تحقیرم میکردن.


298. یادمه وقتی اولین بار سال ۸۵ بازداشت شدم، تو بازداشتگاه اطلاعات جانی بازجو که خودش رو به اسم موحد معرفی کرد، هم منو میزد و هم توهین می کرد که شما ترک های خ.. به چی تون افتخار میکنید، مگه شما فرهنگ دارین و ترکی هم شد زبان، الاغ بی شعور کاری می کنم که مثل ترک عر عر کنی


299. آمار های تکرار پایه در پایه اول استانهایی غیر فارسی زبان با آمار شهرهای فارس زبان تفاوت بسیار معنی‌دار دارد. کودکان کلاس اولی این مراکز گاه تا ۷۰ درصد تکرار پایه داشتند. تجربه عقب افتادن از دوستان در ابتدا آموزش تجربه تلخ و ویرانگری است و مسئولین نسبت به آن کورند.


300. بزرگ شدە کرمانشاهم،برگ برندم این بود موقع فارسی صحبت کردن کسی گمون نمیکرد کوردم،یە روز معمولی محصور در بین ادبیات، تاریخ و فرهنگ فارسی،عرق سردی رو تنم نشست من چی از زبان،ادبیات،تاریخ، جغرافیا،سیاست،فرهنگ،احزاب و رنج کوردستان میدونستم؟هیچی.قصە دلداگیم اینطور شروع شد


301. سال اول در دانمارک همکار فارس با خانواده اش مرا دید و خانمش گفت:فلانی با چند خانواده ایرانی مهمانی داریم شما هم بیایید!بچه گفت:چند تا جوک ترکی هم حفظ کن بخندیم!همکار گفت:ایشان از جوک خوشش نمی آید!من نرفتم!بعدا فهمیدم هموطنان فارس در مهمانی ها جک ترکی تعریف و میخندیدند


302. در این توئیت از استاد دانشگاهی به نام صبا واصفی نام برده شده که دانشجویان تورک را تحقیر می‌کرد و الآن روزنامه‌نگار حقوق بشر در گاردینه! اگر شما هم تجربه حضور در کلاس‌های ایشان را دارید با هشتگ #صبا_واصفی و #منوفارسی روایت خودتون رو بنویسید، دنیا باید برای فاشیست‌ها نا امن باشد


303. چپهای مرکزگرا از اصلی ترین عوامل تداوم فاشیسم فارسی و سرکوب ملتها به.دلایل مختلف بودند و همچنان هستید


304. فارسی لهجه ای است که به ملل غیر فارس در چارچوب جغرافیای ایران تحمیل شده است . اگر کسی مخالف سخن من است ، سؤالم از آنان اینه ، پس چرا حاکمیت اجازه نمی‌دهد که ملل غیر فارس تحصیل به زبان مادری خودشان را داشته باشند ؟


305. محسنی رییس اداره فرهنگ آذربایجان در دوره رضاخان: "هر کس که ترکی حرف می‌زند، افسار الاغ به سر او بزنید و او را به آخور ببندید."


306. هفته‌ای یکبار به مغازه‌ دوستم برای کار میرم، یکسالی میشه هنوز نتونستم این افراد رو متقاعد کنم که کسی از کسی برتری ندارد! هر بار به شوخی هم شده بدون اینکه من رو مخاطب قرار بدهند از لفظ “تورک‌بازی در نیار” استفاده می‌کنند! من هربار با شنیدن این حرف آزرده میشم، و هر‌بار هم جواب مناسبی بهشون میدم ولی میخوام بدونید که ترکیب حماقت و نژاد‌پرستی یکی از صعب‌العلاج‌ترین بیماری‌های روانی هستش.


307. #منوفارسی یعنی کلی درد، کلی مرگ که هرگز خبر و ترند نمیشه چون فارسی نیست.


308. در کلاس دوم ابتدایی زمان محمد رضا شاه سال ۱۳۵۲ کتاب دینی شیعیان اجباری بود برای تمامی دانش آموزان حتی ما سنی ها و حفظ کردن ۱۲ امام شیعی از سخترین درس ها برایم بود، چرا؟ چونکه تا آنزمان آن نامها را نشنیده بودم!


309. یه بچەی ۷سالەی سرخوردە از مدرسە بودم کە کابوس املای فارسی هم هر روز بیشتر میشد.ازقضا یکروز گندزدم و نمرم شد۷! و با یە کتک مفصل معلممون بە استقبالم اومد و این مهمونی تا یەهفتە با پسگردنی های محکمش ادامە داشت[با هر بار پیمایش طی کلاس].از اون مسئلە بە بعد یە ادم دیگه شدم


310. منوفارسی چه از دل های ملل ستم دیده بیرون کشید! منو فارسی همانند زلزله بر سر شوونیسم فارسی شیعی عاریایی خراب شده است .


311. خیلی دوست دارم اون پسر جوان تورک که «چرا میخند» گفتنش سالها سوژه عادل فردوسی پور، گزارشگر محبوب، استاد دانشگاه شریف و مترجم کرمانی و میلیونها «هم وطن» شد هم در این هشتگ شرکت کنه و از دردهاش بگه.


312. رفته بودیم مشهد از شرکتی قرار بود دستمال مرطوب برداریم ، وارد شرکت شدم ، در مورد هزینه ها که حرف زدیم گفتم چند شد گفت چند رو تلفظ می کنی ، گفتم چند ،خندید گفت یبار دیگه بگو (بکو بخندم) ولی خب من پر رو بودم الان سه سالی میشه نتونسته برندشو بیاره آذربایجان


313. زبان فارسی را نمی‌تونید سفید شویی کنید، حتی متکلمان این زبان هم بی گناه نیستند، #منوفارسی رو نگاه بندازید، چنتا فارس ازش استفاده کرده و همدردی کردن، میترسم بگم به اندازه انگشتان دست حتی


314. بعد از گذشت این همه سال هیچوقت درک نکردم معلم های کرماشان که از گوشت و خون ماها بودن دقیقا مشکلشون با کوردی حرف زدن چی بود؟ چرا کوردی حرف زدن رو یک بی احترامی بزرگ تلقی میکردن. (درسته که ما همه کوردیم ولی مدرسه جای کوردی حرف زدن نیست یا اینجا خونه خودتون نیست فارسی حرف بزن... اینهارو بارها از معلم ها شنیدم)برای امثال من که فقط از طریق تلویزیون با فارسی آشنا شده بودن ارتباط گرفتن با زبان فارسی خیلی برام سخت بود و خیلی وقتها بخاطر همین موضوع نمیتونستم تو بحث ها نمیتونستم از خودم دفاع کنم و حقم پایمال میشد، حال بماند که تپق زدن و فارسی ضعیف امثال من سوژه تمسخر دست معلم ها میشد.


315. سال ۲۰۰۲ دانشگاه زنجان جام جهانی ژاپن بازی ترکیه_برزیل با خطای بازیکن ترک روی بازیکن برزیل یکی از فارسها گفت ترک فلان ...همین کافی بود که بین ترکها و فارسها دعوا شد و کتک مفصلی به فارسها زدیم دیگه بعد ازون جرت حرف اضافی نداشتند


316. تقریبا سال 80 بود یه پخش کننده در تهران سر لهجه ام بهم خندید گفت ترکی دیگه حالیت نیس،من 14 سال که تهران بودم دیگه از هیچ پخش کننده ی فارسی جنس نخریدم حتی اگر کمترین قیمتارو می داد.


317. خیلی فکر کردم که یادم بندازم از خاطرات #منوفارسی بنویسم که امروز یکی از دوستان محبت کردند و خاطره ای از ۱۷ سال پیش تعریف کردند ،تو کلاس یک لحظه چشمام رو بستم ، دکتر ازغندی استاد جامعه شناسی گفت: هم ترکه ، هم میخوابه


318. من فارس زبان هیچگاه درد و ترسی را که یک هموطن ، تورک ، کورد ، عرب یا لرم تنها به خاطر صحبت به زبان مادری را تجربه کرده رو ، تجربه نکردم. تصورشم خیلی وحشتناکه تا زمانی که این خودبرتربینی ادامه داشته باشه تو هیچ زمینه ای نه متحد می‌شیم نه ‌آزاد!


319. همزبان حتی اگر در ناشناخته ترین قسمت دنیا هم باشه باعث دلگرمی میشه اما امان از زمانی که به خاطر متفاوت بودن زبانت مورد تمسخر واقع شی


320. نوبت #مولانا#نظامی_گنجوی#شهريار#ستارخان#نادرشاه که میشه میگن اینا ایرانین ولی نوبت زبان ما میشه حاصل تجاوز مغول بوده؟؟؟ are u kidding meee


321. لشکر 58 شاهرود یه سرگرد چیت سازی اهل مشهد داشت هیچی حالیش نبود یه معتاد مفنکی بود بهم بخاطر لهجه ی ترکیم می گفت پفیوز و ترک خر نمی تونسم چیزی بگم سرباز بودم و مهتاج مرخصی و...من غیر آذربایجان رو وطن نمی دونم یه جو تعصب ندارم به ایران راستش.


322. بعد از اتمام دوره آموزشی سربازی و تقسیم برای یگان خدمتی، من تنها کسی که بودم که برای خدمت در تهران قسمت نیروی انسانی ستاد فرماندهی تهران انتخاب شدم. وقتی خودمو معرفی کردم اولین سوال کادر از من این بود: عربی؟ در جواب گفتم بله عربم گفت نیاز به سرباز نداریم برگرد شهرت


323. وقتی در #تورکی هستی از فرط زیبائی، عمق، پیچیدگی و قدرت و دشواری و روح و مسحورکنندگی اش، اصلا دلت نمی‌خواد برگردی تو #فارسی، انگار میری تو یه جهان سطحی و محدود و بی عمق و بی روح .. در تورکی میتونی زندگی کنی ولی فارسی انگار تنها به درد محاوره روزمره می خوره..


324. لهجه داشتن نه خنده داره نه دلیل بر خنک و... بودن است، فارس ها باید بدانند دنیا فارس نیس تمام ایران فارس نیس لهجه یعنی من تلاش کردم زبان دیگری را به غیر از زبان مادریم یاد گرفتم.


325. اول راهنمایی بودم. معلم هنر خوشنویسی یک کورد آسیمیلە بود فقط فارسی صحبت میکرد.یکبار سر انجام ندادن تکلیف منو کشید پای تختەسیاە و با چوب افتاد بجانم. فریاد کشیدم وبەجای گفتن «واللە منبعد درسامو میخونم» گفتم: اللە موخونم. وسط کتک کاری قهقهە سرداد و کلاس منفجر شد از خندە.


326. اوایل دوران مدرسە فکر می کردم بیشتر بچەهای همکلاسیم فارسهایی هستند کە فارسی را با لهجە کرماشانی صحبت می کنند، ولی هر بار کە دعوا می کردند می دیدم کە بە کوردی بە همدیگر فحش می دهند، تعجب می کردم کە عە چە خوب کە اینها هم زبان کوردی بلدند، هنگامی کە والدین یکی از همکلاسیهایم را می دیدم کە کوردی صحبت می کند، تازە می فهمیدم کە خداروشکر فلانی هم کورد است. بعدها کە فارسی ام بهتر شد، تازە فهمیدم همکلاسیهایم با چە فارسی الکنی صحبت می کردند و من آنچنان مرعوب فارسی بودم کە فکر می کردم دوروبرم را یک مشت فارس گرفتە


327. سال نود که در بخش ادبیات جشنواره جوان خوارزمی شرکت کرده بودم یکی از داورها وقتی فهمید ترک هستم، پرسید:از بین زبانهای فارسی و آذری به کدام یک تعلق خاطر داری؟همینکه گفتم زبان مادری ام ترکی ست با اخم پاسخ داد:زبان مادری همه ایرانیان فارسی ست و نمره یک از ده را به من داد!


328. هر وقت با یک فارس هم صحبت شدم بجای شاهو، شاهین صدام میزنه حالم بد میشه


329. ما مازندرانی ها کمتر از تورک ها سر لهجه مسخره نمیشیم.این تفکر باید از ریشه کنده بشه که افراد رو سر لهجه مسخره کنیم نمونه بارز سریال پایتخت که از صفر تا صدش داره لهجه ما رو مسخره میکنه!


330. تو بچگیام همیشه موقع بازی، فارسی حرف میزدم چون همیشه دیده بودم که تو تلویزیون، ماشینا و عروسکا فارسی حرف میزنند و فکر میکردم اسباب بازی ها تورکی بلد نیستند.


331. روز های اول مدرسه یکی از معضلات اصلی ارتباط گرفتن با خانم معلمی (خانم نادری)که ترکی بلد نبود واز شهر کومله گیلان آمده بودند. یادم چند تا از بچه ها سر اینکه چگونه بهش بفهمونیم دسشویی داریم خودشون رو خیس کردند


332. تحقیر دیگر ملل یکی از ارکان اصلی پروژه دولت-ملت فارس بوده است. رویکرد یکی است ولی به تناسب شرایط اقلیم تحت اشغال عملکرد کمی متفاوت میشود. در تهران رشتی و تورک باید تا میشد به حاشیه بروند، در احواز عرب. در کل هدف استیلای فرهنگ‌و زبان فارسی به عنوان معیار و حذف بقیه است.


333. چند سال پیش برای دومین بار رفته بودم تهران، موقع خرید از یک مغازه فارس زبان ، وقتی گفتم اقا این کیفو میبرم ، به خاطر لهجه ای که داشتم جوابم رو نداد و خودشو مشغول حرف زدن با خانمی نشون داد حرفمو دوباره و سه باره تکرار کردم اما این من بودم و بی جوابی


334. در سال سوم راهنمايي بودم كه در مدرسه شهداء در يوسفي اهواز بخاطر يك سوال " كه چرا براي عيد فطر (عيد مسلمانان) يك روز تعطيلي ميگيريم ولي براي عيد نوروز بيشتر از ١٥ روز بايد همه چي تعطيل شود؟ " در جواب ؛ يك سيلي خوردم و براي تمام روز دست آن معلم فارس روى صورتم رسم شده بود.


335. برای #منوفارسی می‌نویسید از ممنوع بودن آموزش زبان مادری یا رسمی نبودن بقیه زبان‌ها باید بنویسید، چرت و پرت‌هایی مثل با لهجه ما جوک ساختن ( یه کار نرمال در طنز) یا توی تاریخ نوشتن مغول‌ها و عرب ها مهاجم و اشغالگر بودن ( که لیترالی بودن)و این نژادپرستیه فقط نشون میده پر مدعایید. یا توی جلد قربانی بیش از حد فرو رفتید و حتی نژادپرست شدید


336. اواسط سربازی :از تمسخر لهجه مشهدیم خسته بودم .سرزنش میکردم خودمو کنار میومدم . یک افسر بازرسی یک کلمه منو که گفتم میمیره رو کرد موموره و انداخت سر زبون سربازا.دوباره خودخوری شروع شد .شور صحبت کردن نداشتم .سرزنش میکردم خودمو،هنوزم میکنم ،سرزنش به سرزنش ناآگاهانه


337. پارادکوس ترین رفتار قوم فارس برای من بعد ۱۷سال ارتباط باهاشون این هست که هر موقع بخوان فحش بدن میگن ترک *ر ،اما پای قومیت و نژاد و مباحث ایرانشهری میاد وسط میگن آذری :)))))


338. #منوفارسی یکی از مهم‌ترین اتفاق ها در عرصه فرهنگ عمومی است. طی چند ساعت اخیر صدها داستان و خاطره دردناک از تحقیر,توهین و برخوردهای نژادپرستانه نسبت به انسان گیلک, ترک,عرب و دیگران به واسطه این هشتگ ثبت شد.اگر می‌خواهید بدانید که ایران واقعی کجاست این هشتگ را دنبال کنید.


339. افسر وظیفه بودم در تیپ ۳۵ گیلان غرب . عصر یک روز پس از پایان وقت خدمت متوجه شدم درجه داران گروهان ۳ سرباز اهل مراغه را در میان گرفته با چک می زنند . گناهش ندانستن # فارسی بود . دخالت من منجر به درگیری شد . نهایتا ۲ ماه اضافه خدمت خوردم . یکی از درجه داران تبعید شد ، دیگری به بیمارستان منتقل شد . یکی شان هم برای درمان به بهداری تیم رفت . از آن روز به من افسر وظیفه ۲۴ سیلندر تورک می گفتند .


340. ما خدمت که بودیم بیشتر سربازها و کادر پادگان لر بودند بعد هر وقت ما فارسی حرف میزدیم یا به گویش خودمون ما رو مسخره میکردند


341. یکی از استادهای بنام دانشگاه شریف سر دانشجویی اهل ارومیه که خیلی از نظر درسی فعال نبود در وسط کلاس و حضور همه سرکوفت زد که تو‌ درس نمی‌خونی. و وقتی با لهجه‌اش مواجه شد گفت: “ترک هم که هستی” و رو به من کرد - من که دانشجوی درس‌خوانی بودم - گفت “تو ترک صادراتی هستی“


342. اگر #منوفارسی در رسانه‌های فارسی خارج از ایران مطرح بشود، می‌تواند از احتمال جنگ داخلی در ایران بکاهد!


343. تاریخ رو نباید تقلیل داد. در یک قرن گذشته به صورت سیستماتیک سعی شد تا یک ملت واحد به محوریت زبان فارسی شکل بگیرد و در این بین به غیر فارس‌ها ظلم شد. و گاه حتی فارسهای دارای گویشی غیر از مرکز هم در امان نماندند. #منوفارسی هم از دولت درخواست کمک نکرد. صرفا بهانه برای بیان ظلم بود.


344. بە لهجەت نمیخورە دانشجوی پزشکی باشی حالا من لهجە خاصیم ندارم ولی تلفظ ح تو زبان فارسی با کوردی فرق دارە بعضی وقتا ناخودآگاە وقتی فارسی حرف میزنم کوردی تلفظش میکنم.ولی بنگاهیە وقتی بهش گفتم آقای حسین پور گفت بە لهجەت نمیاد دانشجوی پزشکی باشی


345. تویتهای هشتگ #منوفارسی ناراحت کننده است. اما کامنتهای پای این تویتها دود از گوشتان بلند میکند!


346. هشتگ #منوفارسی را که دنبال کنید، متوجه می‌شوید چرا گروهی از مادر و پدرهای ترک، کرد، گیلک و... تصمیم گرفتند با کودکان خود به فارسی صحبت کنند. شاید آنها می‌خواستند تجربه رنج‌های خود را به فرزندان‌شان منتقل نکنند اما نمی‌دانستند رنج آسیمیلاسیون در بزرگسالی گریبان آنها را خواهد گرفت.


347. یه معلم ابتدایی آلمانی، میگفت مشکل ما تو مدرسه اینه خانواده‌های خارجی از اول با بچه به زبان مادری حرف نمیزنن و همین باعث میشه دایره لغات بچه محدود بمونه و ذهنش ساده بار بیاد و تو مدرسه معادل آلمانیش رو هم نفهمه. توصیه می‌کرد تا سه سالگی فقط به زبان مادری حرف بزنید. و متأسفم که بگم قدیم بعضی خانواده‌ها با بچشون ترکی یا عربی حرف نمیزدن تا بچه تو مدرسه لهجه نداشته باشه، چون محیط اون زمان مدارس خیلی بی‌رحم و ناجور بود. و البته خوشحالم که این فضا عوض شده و من آخرین باری که کسی به خاطر لهجه‌اش مسخره شده رو یادم نمیاد.


348. بعضی از فارس زبانها حتی زیر توییت های هشتک #منو_فارسی که در مورد سالها تحقیر زبانی و فرهنگی غیرفارسها در ایران نوشته می شود هم اقدام به هتاکی و مسخره کردن همراه شدگان با این هشتک پر از رنج و درد می کنند خدایا چرا اینها اینقدر بی وجدان و نفهم هستند؟!


349. ما هم اومدیم تهران فارسی بلد نبودم زیاد کلی بچه های کلاس کمکم کردند.یادمه کلاس سوم دبستان بودم. معلممون خانم کرباسی هنوز یادمه اسمش. خیلی برخوردانسانی داشت خیلی هم منو دوست داشت فکر کنم بزرگتر‌ که شدیم عده ای ارازل اوباش که ده سالی میشدتهرانی شده بودن بهمون میگفتن دهاتی


350. تمام دانشمندانی کە در گذشتە می زیستەاند چە فارس وغیر فارس کتابهایشان رابە زبان عربی می نوشتند در آن زمان زبان عربی زبان علم بود تا اینکە بە انگلیسی تغییر یافت .هیچ سند معتبری وجود ندارد کە در آن زمان زبان فارسی وجود داشتە یا اینکە در پیشرفت علم دخالتی داشتە است


351. جدا یه سؤال چگونه کردی، لوری،گیلکی، مازنی زیر مجموعه زبان تاجیکی است که یک تاجیک زبان، حتی یک جمله کردی را متوجه نمیشود و همین طور گیلکی و لوری را. با تحریف، انکار، یک زبان غیراصیل احیاء نمیشود


352. در زمان خدمت، هم خدمتیهای تورکی داشتم که برای اینکه دوستان فارسشان ،بیشتر از شان دوست شوند و جمعشان بپذیرند ،جوک نژادپرستی ،تعریف میکردند ،چنان وانمود میکردند که روشنفکرندو من مات و مبهوت ....


353. اين دقيقن بلايي هس كه سر بچه هايي مياد كه به زبون غير مادري باهاشون حرف زدن، كه اون زبون تو مملكت ما عمدتا فارسيه، بچه نه زبون مادريشو ياد ميگيره، نه فارسي رو،از اونجا رانده، از اينجا مانده


354. ۱۴ سالگی شوهرش دادن اومد تهران. با اینکه فامیل دور پدرم بود اما خانواده‌ی بابام مدام بهش میگفتن دهاتی. با اینکه خودشونم ترکن اما لهجه و فارسی حرف زدنشو مسخره میکردن. تروماتیزه شد و هیچوقت با ما ترکی حرف نزد تا اونا رو تجربه نکنیم. من نتونستم ترکی یاد بگیرم. هر وقت میرفتیم تبریز احساس فاصله خیلی شدیدی میکردم با اقوام، حس دیگری بودن در جمعشون، از یه طرفم توی تهران توی مدرسه لهجه‌مو مسخره میکردن. درسته مامانم ترکی باهامون حرف نزد اما فارسی رو با اهنگ و لهجه تبریزی حرف میزد و اونو بهم منتقل کرده بود.


355. ١٠ سال داشتم در تهران عمل جراحی میشدم! شب از زخمم خون آمده بود روبالش آلوده کرده بود رفتم پیش پرستار گفتم! برگ بالش میخوام ! ٥ دقیقه خندید و گفت: بچه کجایی؟! #منو_فارسی البته تحقیرهای آن دوره که سە سال طول کشید مسبب آن شد به هویت خودم به اندیشم ! برگ در زبان کوردی یعنی جلد!


356. مایه شرمساری نیست؟ استاد دانشگاه شهید بهشتی این همه سال آزادانه به تمام دانشجویان تورک و‌ تورکها توهین می‌کرده در مقابل اعتراض‌ها دانشجویان را به حراست معرفی میکرده، همان استاد فعال حقوق بشر معرفی می‌شود و آزادانه تا رسانه‌ای چون گاردین می‌رود؟ فاشیسم کمترین تعبیر است


357. سال ۸۴، تازه وارد دانشگاه شهید بهشتی شده بودم، از شهری که کاملا و یکدست تورک هستن. بدون هیچ ذهنیتی درمورد خصومت نهادینه شده در مورد ملتم. سر کلاس ادبیات #صبا_واصفی به هیچ وجه نمی‌تونست اوج خشمش رو نسبت به تورکها پنهان کنه، برای منی که اونروزها کم تجربه و ناآگاه از این جریان بودم خیلی عجیب بود و دشوار نه دیدگاهی درمورد قومگرایی داشتم، نه ذهنیتی درمورد قوم ستیزی یک روز از اینکه مدام و تعمدا از واژه ترکان خونریز و وحشی استفاده میکرد، عصبانی شدم و اعتراض کردم. کمی بحث کردیم که ساعده، همکلاسی اهل شهر ری، خطاب به من گفت تورک خر! البته که من در اون شرایط به عنوان یک دانشجوی تازه‌وارد و کم‌رو نتونستم از خودم دفاع کنم و ایشون با تاکید بیشتری گفتن که اگه خر نبودی وقت کلاس رو نمی‌گرفتی!( بیشترشو #صبا_واصفی حرف میزد) ولی برام جالبه که استاد هیچ دفاعی از من نکرد و هیچ تذکری به کسی که همکلاسی خودشو خر خطاب کرده بود نداد. من بعدا که بزرگتر شدم، ریشه این خصومت نهادینه‌رو فهمیدم، واقعیتش دلم برای ساعده هم سوخت. اونم قربانی یک فاشیسم سیستماتیک بود متاسفانه


358. کلاس اول دبستان فارسی رو درست متوجه نمیشدم صرفاً بخاطر اینکه تکالیف را که به زبان فارسی بودند ننوشته بودم توسط معلم تنبیه شدم، مجبورم کرد کنار تخته بشین پاشو بروم، واقعا برایم رنج آور بود.زدم زیر گریه واقعا آن روز تحقیر شدم در حدی که از درس و مدرسه برای همیشه متنفر شدم.


359. در جمع همکلاسی های دانشگاه وقتی یکی از همکلاسی های فارس پرسید؟ شما مدرسه ترکی حرف میزدید؟ گفتم آره چون زبان مادریم تورکی هست خیلی تعجب کرد و من گفتم زبان فارسی رو من در مدرسه یاد گرفتم. یکی از فارس ها زد زیر خنده و گفت " ترک ها ۹ سال طول میکشه فارسی یاد بگیرن"


360. و «ایرانی» هایی که حتی از بیان تجربه زیسته ما وحشت دارند!


361. بعنوان کسی که حداقل با پنج تا از زبانهای رایج در #ایران آشنا هستم و از نزدیک با فرهنگ و سبک زندگی اونا آشنا هستم میگم : ایران با همه زبانها و نژادها و قومیتها و لهجه‌هاش هویت داره. هرکدوم از اونا نباشن ایران دیگه ایران نیست. یکی از زیباییهای ایران ما همین تنوعه


362. پدر و مادرای لر ما همیشه در مکان های عمومی به خاطر لهجه شون مورد تمسخر واقع می شدندما خجالت میکشیدم والدین مون بیان مدرسه چون معلم ‌بچه ها ما رو مسخره میکردن چون فارسی حرف زدنش با لهجه بود توی ماشین که سوار میشیدیم خجالت میکشیدیم مادر یا پدرمون حرف بزنند


363. روزهایی رو به یاد دارم که بخاطر شغل پدرم به استان آذربایجان رفته بودیم برای زندگی. با اینکه هیچی ترکی بلد نبودیم ولی همیشه و همه جا با احترام با ما رفتار میشد. خودشون ترکی رو به ما یاد دادن و تا مدتی که اونجا بودیم زبان ترکی زبان دوم ما شده بود! و چه خاطرات زیبایی بودن


364. ترکا و آذربایجان همیشه حافظ ایران بودن و هستن و اگر ترکا نبودن ایران هم نبود اما یک عده #پان_فارس متعلق به #جمهوري_اسلامي دنبال اختلاف و توهین هستن تا این اتحاد شکل نگیرد


365. اکثر کسانیکه #منوفارسی را توییت میزنند،تحصیل کرده هایی هستند ک از سیستم آموزشی تک زبانه survive کرده نجات یافته اند. ۹۰٪ قربانیان #شوونیزم سواد و حوصله کافی ندارند تا رنج خود را بیان کنند،و یا بد از آن هنوز هم فکر می‌کنند ک ضریب هوشی شان پایین بوده و گلایه ای ندارند.


366. حس من به فارسی حسی توأمان خوشایند/ناخوشایند است! از طرفی فارسی زبانی‌ست که در بین سه زبانی که می‌دانم بیشترین تسلط را به آن دارم و این در گفتن و نوشتن به من حس اطمینان می‌دهد. از طرف دیگر وقتی آگاهم که این حس حق زبان مادریم کوردی است که غصب شده، احساس ناخوشایندی دارم. زبان‌ها نمی‌توانند دشمن هم باشند. زبان‌ها برای شکل دادن به هستی ‌‌و پیوند انسان‌ها به وجود آمده‌اند. قدرت‌ها هستند که زبان را ابزار هستی زدایی و جدایی انسان‌ها، سرکوب و تسلط خود می‌کنند. ارزش هیچ زبانی کمتر از دیگری نیست. زبان مادری هستی هر ملتی و آموزش به آن حق هر انسانی است.


367. تو زندگیم دوبار از تورک بودنم خجالت کشیدم یه بار وقتی که کتاب درسی تاریخ تورک‌ها رو وحشی مهاجر معرفی کرد یه بار هم وقتی بود که برای اولین بار گیم‌نت رفتم به خاطر اینکه اصطلاحاتش رو بلد نبودم باعث باخت تیمم شدم یکی به تحقیر پرسید:تورکی؟ منم محکم گفتم:آره بعد همه خندیدند


368. زنده ماندن زبان فارسی مدیون ماست اگر فقط سه دهه ، ممنوع می ساختیم هیچ فعلی از زبان غیر اصیل باقی نمی ماند.


369. یکی از اقوام که به مرکز مهاجرت کرده بود تحت تأثیر فاشیسم با لهجه ی تهرانی هربار میومد رشت شروع به تخریب لهجه ی زبان ما میکرد که یه برهه زمانی نه تنها گیلکی حرف نمیزدم سعی میکردم لهجه هم نداشته باشم اما نمیدونستم یه زبون بیشتر بلد بودن یعنی چی و من چه زبان زیبایی دارم


370. دوم ابتدایی را در تهران خواندم. به خاطر لهجه مورد تمسخر هم کلاسی هایم قرار میگرفتم. در موقع دعوا کردن، اولین نا سزایی که میشنیدم« ترک خ...» بود.مادر خدا بیامرز من وقتی به مدرسه میامد به او میگفتم با من ترکی صحبت نکن. چون بچه ها من را مسخره ام میکنند.


371. ایران اینترنشنال صدها توییت #منوفارسی که به نژادپرستی و تبعیض نهادینه شده می‌پردازد اهمیتی نمی‌دهد اما توییت‌های بی‌خاصیت رضا پهلوی را به عنوان خبر منتشر می‌کند. دوستان عزیز این تلویزیون بی‌پرنسیب را بایکوت کنید


372. در تصاویر زیر از کتاب هزار ساله دیوان الغات التورک محمود کاشغری شاهد کلماتی هستیم که عینا از زبان تورکی وارد زبان فارسی شده اند . اتک = اتو اردک ارمغان باغ اینها چند نمونه از هزاران لغات تورکی دخیل در فارسی هستند که سر تلفظشان مسخره شدیم !


373. دردهای منعکس در این هشتگ باید تکانه ای باشد برای رسانه های فارسی و ژورنالیست ها و روشنفکران و نویسندگان فارس. آیا وقت آن نرسیده تا تعهدات اخلاقی و کاری و انسانی خود را زیر سوال ببرند و دلیل این همه بی تفاوتی در مورد چنین مسئله خطیر اجتماعی را جویا شوند؟


374. بیش از ۸۰ درصد مردم ایران «تورک، لور، کورد، گیلگ ، مازنی و عرب و ....» از تحصیل به زبان اصیل مادری محروم اند. به اشکال مختلف مورد تحقیر و تمسخر زبانی هستند. باید زبانی را یاد بگیرند که غیر اصیل است مشتق از عربی


375. مصادره به مطلوب کردن رنج زیسته دیگران صرفا برای جلب توجه و اگو شخصی، برای کسانی که این ستم را تا مغز استخوان زیسته‌اند تکرار همان ستم به شکلی مضاعف است! گویی «ما»ی رنج کشیده حتی لیاقت نمایندگی و بازگو کردن رنج خود را هم نداریم!


376. ادای ملا حسنی را در میآورند با کلیشه هایی که میشناسیم. حضار فرهیخته قهقه میزدند. طنز موضوع تنها در نوع بیان با لهجه ترکی یا به خر بودن او ختم میشد. بطوریکه تعریف موضوع با فارسی خوب خنده‌یی نداشت. به نوع طنز با توجه به نکته ذکر شده اعتراض کردم. جواب: طرف ملا حسنی هستی؟


377. آره ترک و عرب و کرد و گیلک و بلوچ و...همه دروغ گو ان...همه دارن بیخود میگن... فقط تو فارس و پانفارسی که داری درست میگی و دلت برای اتحاد ایران میسوزه...


378. خدا رو شکر نشدیم تورک اینو دیگه همه شنیدن


379. اینکه علیه همه اقوام جوک و مسخره کردن هست ولی علیه فارسها جوک نیست نشون میده این فارسها هستن که علیه بقیه جوک میسازن


380. به عنوان یک تورک آذربایجان با صدایی رسا اعلام می‌کنم که زبان فارسی، زبان استعمار و استثمار ملت‌های غیر فارس ساکن در ایران است.


381. مردم با استفاده از هشتگ #منوفارسی از وجود رفتارهای نژادپرستانه در ایران مینویسند. آن رفتارهایی که افراد غیر فارس در ایران آنها را تجربه کرده‌اند! دردی که وجود دارد را اگر بگوییم، طبیعتا درمانش نیز پیدا میشود. بجای انکار وجود درد، دنبال درمان درد باشید؛ فاشیست نباشید!


382. هر روز بعد جدیدی از #منوفارسی خود را نشان میدهد...فعال مدنی ساکن استرالیا که با ژست انسان دوستانه سالها خود را در گاردین جازده همان استاد دانشگاه نژادپرست پانفارس دانشگاه شهید بهشتی است


383. من خودم تورکم یا من خودم آذریم دیگه این حنا رنگی نداره


384. پدر معنوی بلوچ ها مولانا عبدالحمید است. مرکزنشین فارس او را هموطن خود نمی داند مجبور است به طالبان پناه ببرد ! کانون مدافعان حقوق بشر جایزهٔ تلاش‌گر حقوق بشر را که به او اهدا کرده بود و نماد منشور کورش بود از او پس گرفتند چون شیعه مذهب هزاره فارسی زبان افغان مهم تر است


385. بازجوی اداره اطلاعات در تبریز با اشاره به کتاب‌هایی که به زبان مادریم ترکی تالیف یا ترجمه کرده‌بودم، گفت: «چرا به زبان ترکی کتاب می‌نویسی؟! مگر تو نوکر اردوغانی؟!»


386. وظیفه ما این است پاسداری از مردم زبان و خاکمان اینترنشنال این را دوست ندارد بخاطر همین است تا الا از هشتگ #منوفارسی خبری در اخباراشون نیست ولی اگر ایران سرزمینم بود یک سال مدام ریپلی میشد


387. از هشتگ #منوفارسی نترسید . کسانی که این هشتگ را میزنند در واقع کسانیند که به ایران اعتقاد دارند اما از فاشیسم فارس بیزارند. برای اتحاد ابتدا باید تفاوت ها را بپذیرید.


388. در طول تاریخ ایران همیشه چند زبانه بوده حتی مثلا بیستون به سه زبان نوشته شده مشکل از جایی شروع شد که فارسی تحمیل شد وبقیه زبانها ممنوع


389. اگر حرکت مقابله با پانفارسیسم ایران مرجع تقلید داشت قطعا حکم جهاد امروزش هشتگ #منوفارسی بود...ما مسئول رنج هایی هستیم که کشیده ایم...ما مسئولیم که بنویسیم چه گیلک چه عرب چه ترک چه کرد چه لر چه بلوچ


390. یعنی این، کودک کورد کلهری را که تمام تجربه زیسته و لحظات حیاتش به زبان مادری شکل گرفته مجبور می کنند که فارسی بخواند و بنویسد،اما زیر همین اجبار بازهم فرازهایی از زبان مادری در ابراز شخصی اش به کمک او می آید نه زبان اجباری و سلطه جوی فارسی.


391. اگه هشتگ #منوفارسی رو دنبال کنید خواهید دید توییتهایی که در مورد مظلومیت تورکها نوشته شدن کمتر از بقیه مورد توجه قرار گرفتن. درسته زبانهای #لری، #گیلکی، #عربی و... هم مورد حمله شوونیسم فارس بودن و هستن ،ولی باز قرابتی بین آنها هست که شامل زبان #تورک نمیشه.


392. دمش گرم...کار خوبی کرده. از وقتی اومدم تویتر بهترین هشتگی بوده که در تویتر فارسی درست شده و بنظرم این جریان باید انقدر قوی بشه که صدای ما به گوش اکثر فارسها برسه. هشتگ #منوفارسی باعث اتحاد بین اتنیک‌های تحت ستم در ایران خواهد شد!


393. کلاس چهارم ابتدایی درس علوم تبخیر آب و تشکیل باران را چندین بار پیش از شروع کلاس باهم تمرین کردیم طبق معمول معلم با ترکه وارد شد، محمود را پایه تخته صدا کرد همون سوالها را ازش پرسید،محمود همه چیز را فراموش کرده بود! وقتی ترکه می خورد با التماس گفت آقا تورکی اش را بگم!


394. سال سوم دبیرستان بودم. کلاس تاریخ به معلمی بود به خوش اخلاقی شهرت داشت. درسهای اول کتاب که مربوط به ایران قبل اسلام بود رو چنان با رجز خوانی و آب و تاب تدریس میکرد که گویی از افتخارات پدرش نقل میکرد. وقتی میگفت که ما آریایی هستیم منو دوستم آراز به حرفاش اعتراض کردیم جدال لفظی بین ما سر گرفت. ما از کتاب مرحوم دکتر زهتابی مطالبی رو بازگو کردیم که ما رگ و ریشه هزاران ساله در آزربایجان داریم و نسل اندر نسل تورک بودیم و هستیم. با هر بار تکرار کلمه #تورک معلم خوش اخلاق ما از عصبانیت گُر میگرفت میگفت چرا انقدر میگید تورک تورک. ما تورک نیستیم آذری هستیم و ما باز در جواب قسمتی از کتاب دکتر زهتابی رو بازگو میکردیم و مردک بیچاره بیشتر عصبانی میشد. زنگ تفریح که خورد معلم ما رو تو سالن از جمعیت کنار کشید. گفت از چه کسایی خط میگیرین؟ تو خونه‌تون ماهواره دارین؟ گوناز تی‌وی نگاه میکنین؟ این حرفای تجزیه طلباهنه رو کی به شما یاد داده؟ کی کتاب زهتابی به شما داده؟ بچه دبیرستانی رو چه به زهتابی و تورک تورک گفتن؟


395. هنوز از خودم میپرسم چرا در کودکی و جوانی من هر آنچه که کتاب، مجله، نشریه، روزنامه، رادیو و تلویزیون بود همه مطلقا به فارسی بود. من حتی یک سطر به زبان تورکی نخواندم. در عوض همه انسانها تورک بودند و من در سالهای آغاز عمرم تقریبا هیچگاه بیرون از مدرسه فارسی حرف نزدم.


396. برای یک پروژه نوشته‌های #منوفارسی را می‌خواندم. مخالفین آن اغلب سه گروهند: ۱- جهان وطن‌ها؛ که نگاه عاقل اندر سفیه دارند. ۲- فارس زبان‌ها؛ که یا جوک‌های تحقیر آمیز‌ نوشته‌اند یا اطلاعات غلط و بی اساس منتشر کرده‌اند. ۳- ناسیونالیست‌های افراطی فارس؛ که غالبا فحش و ناسزا نوشته‌اند.


397. هشتک #منوفارسی دلیل استقلال طلبی ملت های غیرفارس در عیران است . فارس ها حتا تحمل انتقاد را ندارند و زیر این توییت به پترس کردن ادامه می دهند .


398. پروژه ملت سازی ۲۵۰۰ساله من برای ایرانیا هیچ حرمتی قائل نیستم وجدی نمی گیرمشون چون انسانهای خودگوز پندارن اما بزارید اینا باشن به یادگار که چطور هویت جعلی درست کردن اینجا رضا داره به مراحل ساخت تخت جمشید نظارت میکنه (مراحل ساخت؟)مگه رضا دوهزار سال پیش بود! بازم هست


399. نمي دانم از كجا شروع كنم از معلم عربي دوران دبيرستانم كه به من ترك به فارسي، عربي مي آموخت بگويم يا از تنبيه هاي گروهبان دوران آموزشي سربازي بخاطر صحبت به زبان مادري با همزبانها، يا از خاطرات توهين هاي فراوان بين سربازان همان دوره آموزشي در خضرايي تعريف كنم يا از استاد مدعو دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه هنر تهران كه در كلاس جوك تركي تعريف ميكرد و شعارهاي ناسيوناليستي ميداد و وقتي من اعتراض كردم با لحن مسخره اي گفت تركي!؟ انگار تا آن لحظه نميدانست! يا از هم اتاقي دوران دانشگاه كه وقتي حادثه ي فوت يكي از رفقا را در جمعی تعريف ميكردم و بخاطر عدم تسلط به فارسي بجاي فوت كردن واژه مردن بكار بردم، يكي از هم اتاقي ها در واكنش با پوزخند گفت كه "اين چيزهايي هم كه در مورد تركها ميگن راسته ها" يا از دانشجوي دكتري دانشگاه معماري پارس بگويم كه وقتي من و يك دوست كليبري در بوفه دانشگاه حرف ميزديم با ورود به بوفه اعلام كرد "شما تورکها حق ندارید در حضور یک فارس تورکی حرف بزنید" (در توييت كوت شده كامل نوشته ام) #منوفارسی باعث شد اين خاطرات نه چندان خوش براي من زنده شود، خاطراتي كه بعضي از آنها را تا به الان بازگو نكرده بودم. خاطراتي مشترك از جنس تجربه تحقير و طرد و اذيت و توهين كه همه كساني كه به اين موج #منوفارسی ملحق شدند، داشته اند. اميد كه بازگو كردن چنين خاطراتي در پايان بخشيدن به تجربه هاي اينچنيني اثر بخش باشد.


400. خاطرات ملت های غیر فارس ایران هستش که 44ساله تحمل میکنند...حالا وقتشه ایران دارایی چندین زبان رسمی ترکی-عربی-کردی-بلوچی-گیلکی و ... بشه


برای دیدن ادامه توییت ها روی این متن کلیک کنید






0 comments