ناتواني نسل جديد در تكلم به زبان لری

استان 580 هزار نفري ايلام از حيث زبان تنوع كم نظيري دارد كردي ، لكي ، لري و عربي درايلام رواج دارد اما چند سالي است كه خانواده ها گرايش به صحبت به زبان فارسي با كودكان خودرا يافته اند .متاثر از اين رفتار نسلي از بچه ها در خانواده هاي ايلامي شكل گرفت اند كه دربهترين حالت مي گويند كردي مي فهميم اما نمي توانیم صحبت كنیم.

خانواده ها دلايل مختلفي براي صحبت كردن به زبان فارسي دارند كه از جمله اين دلايل اينكه فرزندان در سنين بالاتر در اجتماع ترسي از گفت وگوي راحت نداشته و با اعتماد به نفس بيشتري با ديگران به مكالمه بپردازند. برخي والدين اعتقاد دارند فرزنداني كه از همان ابتدا فارسي صحبت كنند در بزرگسالي فاقد لهجه بومي خواهند بود ضمن اينكه اين والدين داشتن لهجه را نوعي سرشكستگي و كسر شان قلمداد مي كنند. برخي از والدين نيز مدرسه را عاملي براي فارسي صحبت كردن فرزندان مي دانند چرا كه در اين محيط زبان رسمي فارسي است و دانش آموزان مشكلي براي يادگيري اين زبان نخواهند داشت و به زعم آنها تكلم به زبان معيار از همان كودكي عاملي براي موفقيت بيشتر دانش آموزان در مدارس است. عده اي از والدين نيز در كمال ناباوري گويش هاي بومي و محلي را نازيبا دانسته و گفت وگو با اين لهجه ها را خجالت آور و به قول امروزي ها نوعي بي كلاسي قلمداد مي كنند. ظاهر سارايي كارشناس زبان و ادبيات كردي استان ايلام در اين زمينه می گوید: آنها فكر می كنند تكلم به زبان فارسي راه پيشرفت و ترقي فرزندانشان را در جامعه‌ي ايران فراهم مي‌سازد. وي می افزاید: خودكم بيني و داشتن عقده حقارت در حوزه زبان كردي و عدم رغبت به اين زبان نيز از ديگر عواملي است كه باعث مي شود خانواده ها با فرزندان خود فارسي صحبت كنند. سارايي تاكيد می کند: خانواده‌هايي كه با بچه‌هاي خود فارسي حرف مي‌زنند بدون آنكه قبلا زبان مادري را به آن‌ها آموخته باشند، بچه‌هايشان را از ريشه‌ي خود جدا مي‌كنند و به محيطي مي‌برند كه به آن‌ها تعلق ندارد و اين امر باعث بحران هويت برايشان مي‌شود. زهرا مرادپور كارشناس مشكلات ويژه يادگيري و رفتاري آموزش و پرورش استثنايي استان ايلام معتقد است: كودكاني كه به زباني غير از زبان مادري سخن گفتن را آغاز كرده‌اند در مقطع پيش‌دبستان و دبستان با مشكلات فراواني در يادگيري مواجه مي‌شوند. وي می گوید زبان مادري بخش مهمي از هويت جوهري خويشتنِ خويش انسان و جزو مقوله هويت و هنر و فرهنگ است علم نيست كه تجربي و دو دو تا چهارتا باشد، فرهنگ با هيجان ارتباط دارد. در اين حوزه، زبان مادري حرف نخست را مي‌زند. در فرهنگ و هنر، زبان مادري در صدر نشسته است. كودكي كه زبان مادري را ياد نگرفته‌، عمقي‌ترين فرآيند عاطفي و هيجاني را از دست مي‌دهد انسان موجودي هيجاني است. اگر هيجان را از انسان بگيريم، دچار بيماري مي‌شود.


لینک منبع

0 comments